پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت مردی که خری به عاریت گرفت و آنرا گرگ درید

بود در کاریز بی‌سرمایه‌ای

عاریت بستد خر از همسایه‌ای

رفت سوی آسیا و خوش بخفت

چون بخفت آن مرد حالی خر برفت

گرگ آن خر را بدرید و بخورد

روز دیگر بود تاوان خواست مرد

هر دو تن می‌آمدند از ره دوان

تا بنزد میر کاریز آن زمان

قصه پیش میر برگفتند راست

زو بپرسیدند کین تاوان کراست

میر گفتا هرک گرگ یک تنه

سردهد در دشت صحرا گرسنه

بی شک این تاوان برو باشد درست

هردو را تاوان ازو بایست جست

با رب این تاوان چه نیکو می‌کند

هیچ تاوان نیست هرچ او می‌کند

بر زنان مصر چون حالت بگشت

زانک مخلوقی به دیشان برگذشت

چه عجب باشد که بر دیوانه‌ای

حالتی تابد ز دولت خانه‌ای

تا در آن حالت شود بی‌خویش او

ننگرد هیچ از پس و از پیش او

جمله زو گوید، بدو گوید همه

جمله زو جوید، بدو جوید همه

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت دیوانه‌ای که تگرگی بر سرش خورد و گمان برد کودکان بر سر او سنگ می‌زنندبود آن دیوانه خون از دل چکان
  2. گفتهٔ واسطی که گذارش بر گور جهودان افتادواسطی می‌رفت سرگردان شده
  3. پاسخ بایزید به نکیر و منکرچون برفت از دار دنیا بایزید
  4. حکایت درویش حق‌جو و راز و نیاز اوبود درویشی ز فرط عشق زار
  5. حکایت محمود که مهمان گلخن تاب شدیک شبی محمود دل پر تاب شد
  6. سقایی که از سقای دیگر آب خواستمی‌شد آن سقا مگر آبی به کف
  7. حکایت شیخ بوبکر نشابوری که خرش بر لاف زدن او بادی رها کردشیخ بوبکر نشابوری به راه
  8. حکایت رازجویی موسی از ابلیسحق تعالی گفت با موسی به راز
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.