پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

پاسخ بایزید به نکیر و منکر

چون برفت از دار دنیا بایزید

دید در خوابش مگر آن شب مرید

پس سؤالش کرد کای شایسته پیر

چون ز منکر درگذشتی وز نکیر

گفت چون کردند آن دو نامدار

از من مسکین سؤال از کردگار

گفتم ایشان را که نبود زین سؤال

نه شما را نه مرا هرگز کمال

زانک اگر گویم خدایم اوست بس

این سخن گفتن بود از من هوس

لیک اگر زینجا به نزد ذوالجلال

باز گردید و ازو پرسید حال

گر مرا او بنده خواند اینت کار

بنده‌ای باشم خدا را نامدار

ور مرا از بندگان نشمارد او

بسته‌ای بند خودم بگذارد او

با کسی آسان چو پیوندش نبود

من اگر خوانم خداوندش چه سود

چون نباشم بنده و بندی او

چون زنم لاف خداوندی او

در خداوندیش سرافکنده‌ام

لیک او باید که خواند بنده‌ام

گر ز سوی او درآید عاشقی

تو به عشق او به غایت لایقی

لیک عشقی کان ز سوی تو بود

دان که آن درخورد روی تو بود

او اگر با تو دراندازد خوشی

تو توانی شد ز شادی آتشی

کار آن دارد نه این ای بی خبر

کی خبر یابد ازو هر بی‌هنر

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت محمود که مهمان گلخن تاب شدیک شبی محمود دل پر تاب شد
  2. سقایی که از سقای دیگر آب خواستمی‌شد آن سقا مگر آبی به کف
  3. حکایت شیخ بوبکر نشابوری که خرش بر لاف زدن او بادی رها کردشیخ بوبکر نشابوری به راه
  4. حکایت رازجویی موسی از ابلیسحق تعالی گفت با موسی به راز
  5. عقیدهٔ مردی پاک‌دین دربارهٔ مبتدیپاک دینی گفت آن نیکوترست
  6. شیخی که از سگی پلید دامن در نچیددر بر شیخی سگی می‌شد پلید
  7. حکایت عابدی که در زمان موسی مشغول ریش خود بودعابدی بودست در وقت کلیم
  8. حکایت ابلهی که در آب افتاد و ریش بزرگش وبال او بودداشت ریشی بس بزرگ آن ابلهی
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.