پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

قحطی مصر و مردن مردم و گفتهٔ مرد دیوانه

خاست اندر مصر قحطی ناگهان

خلق می‌مردند و می‌گفتند نان

جملهٔ ره خلق بر هم مرده بود

نیم زنده مرده را می‌خورده بود

از قضا دیوانه ای چون آن بدید

خلق می‌مردند و نامد نان پدید

گفت ای دارندهٔ دنیا و دین

چون نداری رزق کمترآفرین

هرک او گستاخ این درگه شود

عذر خواهد باز چون آگه شود

گر کژی گوید بدین درگه نه راست

عذر آن داند به شیرینی نه خواست

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. گفتهٔ واسطی که گذارش بر گور جهودان افتادواسطی می‌رفت سرگردان شده
  2. پاسخ بایزید به نکیر و منکرچون برفت از دار دنیا بایزید
  3. حکایت درویش حق‌جو و راز و نیاز اوبود درویشی ز فرط عشق زار
  4. حکایت محمود که مهمان گلخن تاب شدیک شبی محمود دل پر تاب شد
  5. سقایی که از سقای دیگر آب خواستمی‌شد آن سقا مگر آبی به کف
  6. حکایت شیخ بوبکر نشابوری که خرش بر لاف زدن او بادی رها کردشیخ بوبکر نشابوری به راه
  7. حکایت رازجویی موسی از ابلیسحق تعالی گفت با موسی به راز
  8. عقیدهٔ مردی پاک‌دین دربارهٔ مبتدیپاک دینی گفت آن نیکوترست
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.