پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت غلامان عمید خراسان و دیوانهٔ ژنده‌پوش

در خراسان بود دولت بر مزید

زانک پیدا شد خراسان را عمید

صد غلامش بود ترک ماه روی

سرو قامت، سیم ساعد، مشک بوی

هر یکی در گوش دری شب‌فروز

شب شده در عکس آن در همچو روز

با کلاه شفشه و با طوق زر

سر به سر سیمن برو زرین سپر

با کمرهای مرصع بر میان

هر یکی را نقره خنگی زیر ران

هرک دیدی روی آن یک لشگری

دل بدادی حالی و جان بر سری

از قضا دیوانه‌ای بس گرسنه

ژنده‌ای پوشیده سر پا برهنه

دید آن خیل غلامان را ز دور

گفت آن کیستند این خیل حور

جملهٔ شهرش جوابش داد راست

کین غلامان عمید شهرماست

چون شنید این قصه آن دیوانه زود

اوفتاد اندر سر دیوانه دود

گفت ای دارندهٔ عرش مجید

بنده پروردن بیاموز از عمید

گر ازو دیوانه‌ای ، گستاخ باش

برگ داری لازم این شاخ باش

ور نداری برگ این شاخ بلند

پس مکن گستاخی و بر خود مخند

خوش بود گستاخی دیوانگان

خویش می‌سوزند چون پروانگان

هیچ نتوانند دید آن قوم راه

چه بدو چه نیک جز زان جایگاه

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت مردی که خری به عاریت گرفت و آنرا گرگ دریدبود در کاریز بی‌سرمایه‌ای
  2. قحطی مصر و مردن مردم و گفتهٔ مرد دیوانهخاست اندر مصر قحطی ناگهان
  3. حکایت دیوانه‌ای که تگرگی بر سرش خورد و گمان برد کودکان بر سر او سنگ می‌زنندبود آن دیوانه خون از دل چکان
  4. گفتهٔ واسطی که گذارش بر گور جهودان افتادواسطی می‌رفت سرگردان شده
  5. پاسخ بایزید به نکیر و منکرچون برفت از دار دنیا بایزید
  6. حکایت درویش حق‌جو و راز و نیاز اوبود درویشی ز فرط عشق زار
  7. حکایت محمود که مهمان گلخن تاب شدیک شبی محمود دل پر تاب شد
  8. سقایی که از سقای دیگر آب خواستمی‌شد آن سقا مگر آبی به کف
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.