پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت احمد حنبل که پیش بشر حافی می‌رفت

احمد حنبل امام عصر بود

شرح فضل او برون از حصر بود

چون ز فکر و علم خالی آمدی

زود پیش بشر حافی آمدی

گر کسی در پیش بشرش یافتی

در ملامت کردنش بشتافتی

گفت آخر تو امام عالمی

از تو داناتر نخیزد آدمی

هرک می‌گوید سخن می‌نشنوی

پیش این سر پا برهنه می‌دوی

احمد حنبل چنین گفتی که من

گوی بردم در احادیث و سنن

علم من زو به بدانم نیک نیک

او خدا را به زمن داند ولیک

ای ز بی‌انصافی خود بی‌خبر

یک زمان انصاف ره بینان نگر

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت مردی غازی و مردی کافر که مهلت نماز به یکدیگر دادندغازیی از کافری بس سرفراز
  2. حکایت یوسف و ده برادرش که در قحطی به چاره جویی پیش او آمدند و گفتگوی آنهاده برادر قحطشان کرده نفور
  3. حکایت غلامان عمید خراسان و دیوانهٔ ژنده‌پوشدر خراسان بود دولت بر مزید
  4. حکایت دیوانه‌ای که از سرما به ویرانه‌ای پناه برد و خشتی بر سرش خوردگفت آن دیوانهٔ تن برهنه
  5. حکایت مردی که خری به عاریت گرفت و آنرا گرگ دریدبود در کاریز بی‌سرمایه‌ای
  6. قحطی مصر و مردن مردم و گفتهٔ مرد دیوانهخاست اندر مصر قحطی ناگهان
  7. حکایت دیوانه‌ای که تگرگی بر سرش خورد و گمان برد کودکان بر سر او سنگ می‌زنندبود آن دیوانه خون از دل چکان
  8. گفتهٔ واسطی که گذارش بر گور جهودان افتادواسطی می‌رفت سرگردان شده
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.