پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی

اهلی شیرازی

رباعیات

۶۳۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ پیش تو مرا شرم و حیا خواهد کشت
  2. شمارهٔ ۱۸۲ شیر از که از آب و هوا خلدوش است
  3. شمارهٔ ۱۸۳ گر کار جهان ز غصه بی تاری نیست
  4. شمارهٔ ۱۸۴ خنجر بکف تو کز صفا رم زده است
  5. شمارهٔ ۱۸۵ جز هجر نصیب عاشق بیدل چیست
  6. شمارهٔ ۱۸۶ گردر تر و خشک دهر گشتی همه هیچ
  7. شمارهٔ ۱۸۷ عیش و طرب جهان فانی همه هیچ
  8. شمارهٔ ۱۸۸ مست می وصل او اگر شیر بود
  9. شمارهٔ ۱۸۹ منعم همه مال و کسب زر میداند
  10. شمارهٔ ۱۹۰ زاهد زورع بر سر هر شی نرسد
  11. شمارهٔ ۱۹۱ هر چند که نیشکر دلاویز بود
  12. شمارهٔ ۱۹۲ از کوشش من بمن نوایی نرسد
  13. شمارهٔ ۱۹۳ هرگز فلکم باده رخشان ندهد
  14. شمارهٔ ۱۹۴ عشق ار پی زینت و هنر میسوزد « کذا »
  15. شمارهٔ ۱۹۵ تا کی رطب لبت باغیار رسد
  16. شمارهٔ ۱۹۶ زاهد که اساس دین برونق طلبد
  17. شمارهٔ ۱۹۷ گردون که ازو هر چه دلم خواست نشد
  18. شمارهٔ ۱۹۸ کی ره سوی عشق عقل آگاه برد
  19. شمارهٔ ۱۹۹ آسیب نهان به خرمن ما نرسد
  20. شمارهٔ ۲۰۰ عاشق ز غم تو کی دهان باز کند
  21. شمارهٔ ۲۰۱ گر یار نه آنچنان نماید که بود
  22. شمارهٔ ۲۰۲ هر چند لب تو شربت نوش بود
  23. شمارهٔ ۲۰۳ هر چند که صبح عیش ما کم بدمد
  24. شمارهٔ ۲۰۴ رنگی که سرشگ من ز حسرت دارد
  25. شمارهٔ ۲۰۵ با همچو منی که همسخن خواهد بود
  26. شمارهٔ ۲۰۶ ای کز گل روی تو رخم زرد بود
  27. شمارهٔ ۲۰۷ چون یار برون از دل پر خون نشود
  28. شمارهٔ ۲۰۸ برخیز که وصل ساقی از کف برود
  29. شمارهٔ ۲۰۹ اهلی که ز سودای بتان سود ندید
  30. شمارهٔ ۲۱۰ عاشق نه که از می دل راحت دارد
  31. شمارهٔ ۲۱۱ ای آمده از عدم سوی ملک وجود
  32. شمارهٔ ۲۱۲ تا تیغ بر استخوان ز جورت نرسید
  33. شمارهٔ ۲۱۳ رسوایی ما ز تنگدستی خیزد
  34. شمارهٔ ۲۱۴ دردی که دوای او قضا را نرسد
  35. شمارهٔ ۲۱۵ خوشباش که غم کلید شادی باشد
  36. شمارهٔ ۲۱۶ صد عاشق اگر کشته ز بیداد بود
  37. شمارهٔ ۲۱۷ گر پیش تو سر ز کشتن افتد به سجود
  38. شمارهٔ ۲۱۸ شوخی که چو سرو ناز دلکش باشد
  39. شمارهٔ ۲۱۹ زان گرد گنه بذیل عشاق رسد
  40. شمارهٔ ۲۲۰ بس دور مشو که عمر بس بیتو مباد
  41. شمارهٔ ۲۲۱ گر عشق بنای جان ز بنیاد برد
  42. شمارهٔ ۲۲۲ خوش آنکه دمی زمانه یارم باشد
  43. شمارهٔ ۲۲۳ تا خنده زنان لبت به بستان آمد
  44. شمارهٔ ۲۲۴ تا کی ستمت بر دل نا شاد رسد
  45. شمارهٔ ۲۲۵ هر کس که به دقن بدندان نگزید
  46. شمارهٔ ۲۲۶ ایساقی جان که جای فدای تو بود
  47. شمارهٔ ۲۲۷ گر دل ز غبار غم درون پاک کند
  48. شمارهٔ ۲۲۸ در عشق تو کس جز رخ زردش نرسد
  49. شمارهٔ ۲۲۹ می خور که حیات جاودانت بدهند
  50. شمارهٔ ۲۳۰ چشم بد کس بچشم مستت نرسد
  51. شمارهٔ ۲۳۱ گر حسن چون حسن شیرین ننمود
  52. شمارهٔ ۲۳۲ زان چشم سیه که دل سیه میگردد
  53. شمارهٔ ۲۳۳ تا دست بود در وفا خواهم زد
  54. شمارهٔ ۲۳۴ هر چند دلم بوصل فایز نشود
  55. شمارهٔ ۲۳۵ هر چند دلم زعشق آزار کشید
  56. شمارهٔ ۲۳۶ طالب که دلش در پی مطلوب بود
  57. شمارهٔ ۲۳۷ گاهیم بعشق و مستی آموخته اند
  58. شمارهٔ ۲۳۸ در آتش پدر نگاه لیلی چون کرد
  59. شمارهٔ ۲۳۹ تا کی غم دل عاشق بی بخت خورد
  60. شمارهٔ ۲۴۰ تا چند چنین عهد شکن خواهی بود

متن اشعار به نقل از گنجور.