پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی

اهلی شیرازی

رباعیات

۶۳۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ خاک قدم تو نافه چین ارزد
  2. شمارهٔ ۲۴۲ آمد غم دل که آب آدم ببرد
  3. شمارهٔ ۲۴۳ آنشمع دمی ز چشم روشن نرود
  4. شمارهٔ ۲۴۴ آنی که حسد مه از صفای تو برد
  5. شمارهٔ ۲۴۵ گر سینه ما چاک ز نظاره بود
  6. شمارهٔ ۲۴۶ مشتاق تو فردوس برین را چکند
  7. شمارهٔ ۲۴۷ می خور که فلک نقد بقا میدزدد
  8. شمارهٔ ۲۴۸ هر که سگ تست بر دری ننشیند
  9. شمارهٔ ۲۴۹ ما را شب هجر او آید چه شود؟
  10. شمارهٔ ۲۵۰ در هجر تو خلق از سر و سامان شده اند
  11. شمارهٔ ۲۵۱ از دل چو دمی غم تو بیرون نرود
  12. شمارهٔ ۲۵۲ آنرا که مراد از در امید دهند
  13. شمارهٔ ۲۵۳ طاوس اگر بجلوه پر باز کند
  14. شمارهٔ ۲۵۴ آن شمع دمی ز چشم روشن نرود
  15. شمارهٔ ۲۵۵ هر دل که درو مهر کسی ریش کند
  16. شمارهٔ ۲۵۶ تا دل غم جان داشت بدلبر نرسید
  17. شمارهٔ ۲۵۷ در هودج عشق عقل واپس نرسد
  18. شمارهٔ ۲۵۸ گاهم ره بتخانه نکو می‌آید
  19. شمارهٔ ۲۵۹ دل کز تو پریچهره مشوش باشد
  20. شمارهٔ ۲۶۰ کس نیست که کشته ایماه نشد
  21. شمارهٔ ۲۶۱ دل آینه دار ترک و تاجیک بود
  22. شمارهٔ ۲۶۲ اهلی که ره علم و هنر میسپرد
  23. شمارهٔ ۲۶۳ هر کو غم آنسرو سرافراز خرید
  24. شمارهٔ ۲۶۴ گر کشته شویم بر تو باری نرسد
  25. شمارهٔ ۲۶۵ هرگاه که شمع قامتم میسوزد
  26. شمارهٔ ۲۶۶ هرگز دلم از عشق پشیمان نشود
  27. شمارهٔ ۲۶۷ بر چرخ نه هر ستاره یی زهره بود
  28. شمارهٔ ۲۶۸ عیش و طرب از مایه هستی خیزد
  29. شمارهٔ ۲۶۹ ایسرو سهی هر که هوای تو کند
  30. شمارهٔ ۲۷۰ در بحر غم تو عالمی جان دادند
  31. شمارهٔ ۲۷۱ ای جان جهان تن تو را درد مباد
  32. شمارهٔ ۲۷۲ عشقت که زغم رشته جانم گسلد
  33. شمارهٔ ۲۷۳ آن تنگ دهن که غنچه حیرانش شد
  34. شمارهٔ ۲۷۴ جان بهر غمست و بیغم امکان نبود
  35. شمارهٔ ۲۷۵ آنسرو قدان که گلرخ و ماه وشند
  36. شمارهٔ ۲۷۶ در عشق اساس چاره کردن نبود
  37. شمارهٔ ۲۷۷ یارب دل کس جز از تو خرم نشود
  38. شمارهٔ ۲۷۸ از هر چه در این دایره موجود بود
  39. شمارهٔ ۲۷۹ آن جو که بریده گشت از چشمه خود
  40. شمارهٔ ۲۸۰ با آنکه زبان کلید هر کار بود
  41. شمارهٔ ۲۸۱ طایر صفتان بخلق زوری نگنند
  42. شمارهٔ ۲۸۲ اهلی بسخن کشت تو خرمن نشود
  43. شمارهٔ ۲۸۳ روز غم اگر بکوتهی میگردد
  44. شمارهٔ ۲۸۴ خر نیست کسی که از جهان ناز خرد
  45. شمارهٔ ۲۸۵ اکسیر نظر ورای تعلیم بود
  46. شمارهٔ ۲۸۶ آسوده بود هر که کم آزار بود
  47. شمارهٔ ۲۸۷ با خلق خدا نمیتوان غوغا کرد
  48. شمارهٔ ۲۸۸ آنان که اساس کار بر خلق نهند
  49. شمارهٔ ۲۸۹ هر سخت سخن که تلخگویی دارد
  50. شمارهٔ ۲۹۰ هر ذره که صبر یار خود خواهد کرد
  51. شمارهٔ ۲۹۱ مستی که ندامت از شرابش باشد
  52. شمارهٔ ۲۹۲ تا ظلمت محنت بنهایت نرسد
  53. شمارهٔ ۲۹۳ هر صحبت مستیی خماری دارد
  54. شمارهٔ ۲۹۴ آنان که بخلق از ره معنی نگرند
  55. شمارهٔ ۲۹۵ عاقل ز حسود خود حذر خواهد کرد
  56. شمارهٔ ۲۹۶ این مدعیان کی بشکایت ارزند
  57. شمارهٔ ۲۹۷ خاکی که چو گرد گرد درها گردد
  58. شمارهٔ ۲۹۸ نو کیسه که همچو غنچه زرناک شود
  59. شمارهٔ ۲۹۹ گر پیش سخی شب زر گردون باشد
  60. شمارهٔ ۳۰۰ درویش سخی را همه کس یار بود

متن اشعار به نقل از گنجور.