پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

مطالع

۵۱۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ گفتی نمی توان ز لب دلستان گذشت
  2. شمارهٔ ۲۴۲ از داغ تازگی جگر پاره پاره یافت
  3. شمارهٔ ۲۴۳ از روی عرقناک تو خورشید کباب است
  4. شمارهٔ ۲۴۴ از پرده شرم تو دلم داغ و کباب است
  5. شمارهٔ ۲۴۵ تنها نه همین با تو مرا روی نیازست
  6. شمارهٔ ۲۴۶ صد در صد آفاق، بیابان جنون است
  7. شمارهٔ ۲۴۷ دایم دلم از دخل نفهمیده غمین است
  8. شمارهٔ ۲۴۸ با عشق تو اندیشه کونین گناه است
  9. شمارهٔ ۲۴۹ هر قطره شبنم به چمن دانه ذکری است
  10. شمارهٔ ۲۵۰ هر داغ درین لاله ستان خیمه لیلی است
  11. شمارهٔ ۲۵۱ از رفتن گل صحن چمن نوحه سرایی است
  12. شمارهٔ ۲۵۲ با خوی سرکش او آتش سخن پذیرست
  13. شمارهٔ ۲۵۳ رنگ شراب دارد یاقوت درفشانت
  14. شمارهٔ ۲۵۵ تواضع خصم بالادست را بی زور می سازد
  15. شمارهٔ ۲۵۶ دلم چون برگ بید از حرف بی هنگام می لرزد
  16. شمارهٔ ۲۵۷ تبسم کن که جان باده لعلی قبا سوزد
  17. شمارهٔ ۲۵۸ اگر مهر خموشی زان لب شیرین بیان خیزد
  18. شمارهٔ ۲۵۹ ز بس گفتار من از دل غبارآلود می‌خیزد
  19. شمارهٔ ۲۶۰ به تمکینی ز جای خویش آن طناز می‌خیزد
  20. شمارهٔ ۲۶۱ زخامی هر کبابی اشک خونین بر زمین ریزد
  21. شمارهٔ ۲۶۲ ز ماه روزه حسن آن پری پیکر دو چندان شد
  22. شمارهٔ ۲۶۳ چه پروا عاشق بیتاب را از سوختن باشد؟
  23. شمارهٔ ۲۶۴ بزرگان را به تعلیم کسی حاجت نمی‌باشد
  24. شمارهٔ ۲۶۵ ز شهرت ناقص از کامل عیاران بیش می بالد
  25. شمارهٔ ۲۶۶ دلی کز خامشی روشن شود مردن نمی داند
  26. شمارهٔ ۲۶۷ ز بی دردی پر و بال طلب از کار می ماند
  27. شمارهٔ ۲۶۸ مزن ای سرو با شمشاد او لاف از خرام خود
  28. شمارهٔ ۲۶۹ نگردم چون سبو غافل ز حفظ آبروی خود
  29. شمارهٔ ۲۷۰ گریبان چاک در گلشن چو آن طناز می آید
  30. شمارهٔ ۲۷۱ ز ماه نوگشاد عقده دلها نمی آید
  31. شمارهٔ ۲۷۲ به قلب خصم عاجز تاختن از ما نمی آید
  32. شمارهٔ ۲۷۳ به روی نرم، کار از اهل دنیا برنمی آید
  33. شمارهٔ ۲۷۴ نشاط ظاهری دل را گره از کار نگشاید
  34. شمارهٔ ۲۷۵ چون فروزان ز می آن آینه طلعت گردد
  35. شمارهٔ ۲۷۶ سر ما گرم ز زور می بی غش گردد
  36. شمارهٔ ۲۷۷ صحبت مردم افسرده سکون می آرد
  37. شمارهٔ ۲۷۸ صبح وصل است و مرا حال چنین می گذرد
  38. شمارهٔ ۲۷۹ طفل محبوبم اگر رخ ز شراب افروزد
  39. شمارهٔ ۲۸۰ بی تائمل به مقامی دل غافل نرسد
  40. شمارهٔ ۲۸۱ از سفر با رخ افروخته جانان آمد
  41. شمارهٔ ۲۸۲ اهل بازار ز زهاد به انصافترند
  42. شمارهٔ ۲۸۳ پیش سایل چه ضرورست بپا برخیزند؟
  43. شمارهٔ ۲۸۴ گر مصور قلم از موی میان تو کند
  44. شمارهٔ ۲۸۵ اول و آخر الله ازان آه بود
  45. شمارهٔ ۲۸۶ از حیات آنچه ترا صرف به طاعات شود
  46. شمارهٔ ۲۸۷ حسن اگر بدرقه شعله آواز شود
  47. شمارهٔ ۲۸۸ گر چنین جلوه گر آن سرو قباپوش شود
  48. شمارهٔ ۲۸۹ زود از خنده بی مغز دهن بسته شود
  49. شمارهٔ ۲۹۰ یوسف از دیدن رخسار تو خودبین نشود
  50. شمارهٔ ۲۹۱ دل سودازده داغ تو به افسر ندهد
  51. شمارهٔ ۲۹۲ گریه امروز به رنگ دگرم می آید
  52. شمارهٔ ۲۹۳ کیست آن کس که نه بر حال مسافر گرید؟
  53. شمارهٔ ۲۹۴ مدار خویش بزرگی که بر شراب نهاد
  54. شمارهٔ ۲۹۵ خسیس باده چو نوشد خسیس تر گردد
  55. شمارهٔ ۲۹۶ می مدام دل لاله را سیه دارد
  56. شمارهٔ ۲۹۷ اگر نه اشک مرادست بر گلو گیرد
  57. شمارهٔ ۲۹۸ همین ز می نه رخ بزم ها نگارین شد
  58. شمارهٔ ۲۹۹ ز آفتاب شود خشک خط چو تر باشد
  59. شمارهٔ ۳۰۰ خدنگ بی غرضان را خطا نمی باشد
  60. شمارهٔ ۳۰۱ ز پیچ و تاب در دل به ما فراز نشد

متن اشعار به نقل از گنجور.