پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

مطالع

۵۱۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ ذات حق را چون توان در این جهان ادراک کرد؟
  2. شمارهٔ ۱۸۲ دانه خال تو خون از چشم صیاد آورد
  3. شمارهٔ ۱۸۳ عالمی از منع زینت خرم و دلشاد شد
  4. شمارهٔ ۱۸۴ خلقی از گفتار بی کردار من هشیار شد
  5. شمارهٔ ۱۸۵ بی‌تأمل هرکه در محفل سخن‌پرداز شد
  6. شمارهٔ ۱۸۶ خرد دانست آن که جرم خویش را بیچاره شد
  7. شمارهٔ ۱۸۷ تازه رو زخم کهن از زخم های تازه شد
  8. شمارهٔ ۱۸۸ داستان عمر طی شد حرف او آخر نشد
  9. شمارهٔ ۱۸۹ تا مسیحا رفت از عالم دل خرم نماند
  10. شمارهٔ ۱۹۰ ساده لوحانی که رو در کنج عزلت کرده اند
  11. شمارهٔ ۱۹۱ تا نقاب از رخ برافکنده است در مشکین پرند
  12. شمارهٔ ۱۹۲ غیرت خسرو چو خواهد رشک فرمایی کند
  13. شمارهٔ ۱۹۳ در دل معشوق جای خود ادب وا می کند
  14. شمارهٔ ۱۹۴ آن که لب باز از سر رغبت به غیبت می کند
  15. شمارهٔ ۱۹۵ می‌کشان را باده گلرنگ خندان می‌کند
  16. شمارهٔ ۱۹۶ تکیه گاه خلق، لطف حق تعالی بس بود
  17. شمارهٔ ۱۹۷ دور ساغر بی هوای ابر پا در گل بود
  18. شمارهٔ ۱۹۸ در بساط آسمان خشک، همت کم بود
  19. شمارهٔ ۱۹۹ حاصل جمعیت عالم پریشانی بود
  20. شمارهٔ ۲۰۰ بخت با ما بر خلاف راه مقصد می رود
  21. شمارهٔ ۲۰۱ دیده هر کس که از اشک ندامت تر شود
  22. شمارهٔ ۲۰۲ هر که گرداند ز دنیا روی، از مردان شود
  23. شمارهٔ ۲۰۳ فیض روشن گوهران از ارتحال افزون شود
  24. شمارهٔ ۲۰۴ از شراب لاله گون همت دوبالا می شود
  25. شمارهٔ ۲۰۵ حسن خط از حلقه گشتن ها زیادت می شود
  26. شمارهٔ ۲۰۶ در وجود ما شراب تلخ باطل می شود
  27. شمارهٔ ۲۰۷ عمر اهل دولت از احسان دو چندان می شود
  28. شمارهٔ ۲۰۸ آسمان افتادگان را غمگساری می شود
  29. شمارهٔ ۲۰۹ خون می را از عروق تاک می باید کشید
  30. شمارهٔ ۲۱۰ ساغر می را به دست می پرست ما دهید
  31. شمارهٔ ۲۱۱ کجا چشم بد از دود سپندم در گزند افتد؟
  32. شمارهٔ ۲۱۲ به جز دندان کز آب زندگی چون آسیا گردد
  33. شمارهٔ ۲۱۳ به عادت هر کجا زهری است شیرین چون شکر گردد
  34. شمارهٔ ۲۱۴ چنین از می گر آن سیب زنخدان لاله گون گردد
  35. شمارهٔ ۲۱۵ طریق کفر و دین در شاهراه دل یکی گردد
  36. شمارهٔ ۲۱۶ ز پرگویی دهان هرزه گویان باز می گردد
  37. شمارهٔ ۲۱۷ دلی دارم که از یاد طرب غمناک می گردد
  38. شمارهٔ ۲۱۸ به هرکس آسمان شد مهربان بیچاره می‌گردد
  39. شمارهٔ ۲۱۹ غم روی زمین ما را غبار دل نمی گردد
  40. شمارهٔ ۲۲۰ به می خشکی ز طبع زاهدان زایل نمی گردد
  41. شمارهٔ ۲۲۱ ز نخل خشک مریم این رطب بر خاک می‌بارد
  42. شمارهٔ ۲۲۲ ز بس اندیشه سرو از قامت آن دلربا دارد
  43. شمارهٔ ۲۲۳ مرا از شکر نه کفران نعمت بسته لب دارد
  44. شمارهٔ ۲۲۴ شود خونریزتر حسنی که عاشق بیشتر دارد
  45. شمارهٔ ۲۲۵ که جز من می تواند تا مرا گرم سخن دارد؟
  46. شمارهٔ ۲۲۶ به ظاهر چین در ابرو گرچه آن نازآفرین دارد
  47. شمارهٔ ۲۲۷ نهان در پرده هر موی من آه آتشین دارد
  48. شمارهٔ ۲۲۸ به هر رنگی که باشد دل، همان صورت جهان گیرد
  49. شمارهٔ ۲۲۹ که دارم غیر خط تا از رخ او داد من گیرد؟
  50. شمارهٔ ۲۳۰ من آن سیلم که منزل پیش راه من نمی گیرد
  51. شمارهٔ ۲۳۱ به ماتم هر که کام خود ز افغان تلخ می سازد
  52. شمارهٔ ۲۳۲ سیه مستان غفلت را فلک هشیار می سازد
  53. شمارهٔ ۲۳۳ مژگان زرد، خانه برانداز سینه است
  54. شمارهٔ ۲۳۴ آب حیات آتش رخساره ها می است
  55. شمارهٔ ۲۳۵ حسنت هلال را به سر آسمان شکست
  56. شمارهٔ ۲۳۶ رخسار او مقید زلف بلند نیست
  57. شمارهٔ ۲۳۷ ما را شکایت از سخن تلخ یار نیست
  58. شمارهٔ ۲۳۸ ما را کنار و بوس توقع ز یار نیست
  59. شمارهٔ ۲۳۹ در گریه بی رخت مژه را اختیار نیست
  60. شمارهٔ ۲۴۰ عمر عزیز قابل سوز و گداز نیست

متن اشعار به نقل از گنجور.