پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

مطالع

۵۱۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ در چمن چون باغدار لاله گون خود گذشت
  2. شمارهٔ ۱۲۲ بعد سالی در گلستان جلوه‌ای گل کرد و رفت
  3. شمارهٔ ۱۲۳ از دعا در صبح کام دل توان آسان گرفت
  4. شمارهٔ ۱۲۴ خبرها می دهد از می پرستی رنگ غمازت
  5. شمارهٔ ۱۲۵ مرا در چاه چون یوسف وطن از مکر اخوان است
  6. شمارهٔ ۱۲۶ غرض از خوردن می مستی بالادست است
  7. شمارهٔ ۱۲۷ ناله نی حدی قافله ارواح است
  8. شمارهٔ ۱۲۸ پیر را قامت خم سوی عدم راهبرست
  9. شمارهٔ ۱۲۹ (در خموشی لب من چهره گشای رازست
  10. شمارهٔ ۱۳۰ چشم مینا ز سیه بختی ما خونریزست
  11. شمارهٔ ۱۳۱ بس که با سنگ ز سختی دل من یکرنگ است
  12. شمارهٔ ۱۳۲ هر سر موی تو در کاوش دل مژگان است
  13. شمارهٔ ۱۳۳ تا ز می چهره گلرنگ تو افروخته است
  14. شمارهٔ ۱۳۴ تا چمن را قد و رخسار تو آراسته است
  15. شمارهٔ ۱۳۵ رگ جان من و آن زلف به هم پیوسته است
  16. شمارهٔ ۱۳۶ دل دگربار در آن زلف دو تا افتاده است
  17. شمارهٔ ۱۳۷ از رگ ابر هوا دسته سنبل شده است
  18. شمارهٔ ۱۳۸ باز سرمشق جنونم خط نازک رقمی است
  19. شمارهٔ ۱۳۹ هر چه جز حیرت دیدار بود نادانی است
  20. شمارهٔ ۱۴۰ گرچه رخسار ترا آب طراوت کم نیست
  21. شمارهٔ ۱۴۱ عشق را چشم به سامان تن آسانی نیست
  22. شمارهٔ ۱۴۲ از سرانجام عمارت خوشی از دلها رفت
  23. شمارهٔ ۱۴۳ به گریه جوهر بینش ز دیده ما ریخت
  24. شمارهٔ ۱۴۴ چه غم اگر تهی از باده جام و شیشه ماست؟
  25. شمارهٔ ۱۴۵ چنان که مهر خموشی سپند آفت‌هاست
  26. شمارهٔ ۱۴۶ دلم ربوده خط شکسته بسته اوست
  27. شمارهٔ ۱۴۷ چه سود ازین که کتبخانه جهان از توست؟
  28. شمارهٔ ۱۴۸ دلیل راه توکل امید کوتاه است
  29. شمارهٔ ۱۴۹ خموش هر که شد از قیل و قال وارسته است
  30. شمارهٔ ۱۵۰ پلنگ اگر چه ز خشم آتش فروخته ای است
  31. شمارهٔ ۱۵۱ هزار رنگ بلا در خمار میخواری است
  32. شمارهٔ ۱۵۲ گل سر سبد روزگار، خوش خویی است
  33. شمارهٔ ۱۵۳ چه شد که مجلس ما را ز شمع زیور نیست
  34. شمارهٔ ۱۵۴ به زور خرده جان را نگاه نتوان داشت
  35. شمارهٔ ۱۵۵ یعقوب از فروغ جمال تو چشم باخت
  36. شمارهٔ ۱۵۶ جایی مرو نخوانده که گر خانه خداست
  37. شمارهٔ ۱۵۷ ابر سیاه حامل باران رحمت است
  38. شمارهٔ ۱۵۸ با قبله طاق ابروی او را چه نسبت است؟
  39. شمارهٔ ۱۵۹ موی سفید ریشه آه ندامت است
  40. شمارهٔ ۱۶۰ ای شانه زلف و کاکل دلدار نازک است
  41. شمارهٔ ۱۶۱ موی سفید صبحدم جان غافل است
  42. شمارهٔ ۱۶۲ چندان که خار در پی آزار بلبل است
  43. شمارهٔ ۱۶۳ این شور در جهان نه از افلاک و انجم است
  44. شمارهٔ ۱۶۴ دیدار یار در گره چشم بستن است
  45. شمارهٔ ۱۶۵ درمان درد هجر ز جان دست شستن است
  46. شمارهٔ ۱۶۶ شکرفروش مصر حلاوت زبان توست
  47. شمارهٔ ۱۶۷ خال است این که بر لب او چشم دوخته است؟
  48. شمارهٔ ۱۶۸ چشمم ز پهلوی دل دیوانه پر شده است
  49. شمارهٔ ۱۶۹ نی انجمن فروز شراب شبانه است
  50. شمارهٔ ۱۷۰ ز پیری حاصل من مد آه است
  51. شمارهٔ ۱۷۱ ظرافت آتش افروز جدایی است
  52. شمارهٔ ۱۷۲ در چمن روزگار فال شکفتن خطاست
  53. شمارهٔ ۱۷۳ حسن را با عشق شان دیگرست
  54. شمارهٔ ۱۷۴ عشق هر چند مجازی است خوش است
  55. شمارهٔ ۱۷۵ حسن در دوستی یگانه خوش است
  56. شمارهٔ ۱۷۶ خشکی زهد از دماغم ابرهای تر نبرد
  57. شمارهٔ ۱۷۷ عالمی را لعل او مست از شراب ناب کرد
  58. شمارهٔ ۱۷۸ از تراش آن خط مشکین جلوه زان رخسار کرد
  59. شمارهٔ ۱۷۹ منع ما کی می توان از دستبوس امروز کرد؟
  60. شمارهٔ ۱۸۰ از حیا نتوان به چشم او نگاه تیز کرد

متن اشعار به نقل از گنجور.