پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

مطالع

۵۱۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ به گلشن چون روی، بنما به گل چاک گریبان را
  2. شمارهٔ ۶۲ نلرزد چون دل از دهشت چو برگ بیدپیران را؟
  3. شمارهٔ ۶۳ به آسانی شود دل‌ها مسخر گوشه‌گیران را
  4. شمارهٔ ۶۴ کشید آن سنگدل از دست من زلف پریشان را
  5. شمارهٔ ۶۵ ز نقصان گهر باشد گران‌خیزی بزرگان را
  6. شمارهٔ ۶۶ نشاط ظاهر از دل کی برد غم‌های پنهان را؟
  7. شمارهٔ ۶۷ عدالت عمر جاویدان دهد فرمانروایان را
  8. شمارهٔ ۶۸ مصیبت می‌کند بر دل گوارا زهر مردن را
  9. شمارهٔ ۶۹ بلایی نیست چون دل واپسی جان‌های روشن را
  10. شمارهٔ ۷۰ نمی گردد حجاب از دورگردی لفظ مضمون را
  11. شمارهٔ ۷۱ چه حاصل کز غزالان بزم رنگین است مجنون را؟
  12. شمارهٔ ۷۲ به خاموشی سرآور روزگار زندگانی را
  13. شمارهٔ ۷۳ نمی‌آیی به بیداری چو در آغوش من شب‌ها
  14. شمارهٔ ۷۴ به چشم مردم آگاه، این فرسوده‌قالب‌ها
  15. شمارهٔ ۷۵ بخیل دوربین زان می‌کند وحشت ز صحبت‌ها
  16. شمارهٔ ۷۶ شود زیر و زبر مجموعه خاطر ز محفل‌ها
  17. شمارهٔ ۷۷ ز لعلش پر می گلرنگ شد پیمانهٔ دل‌ها
  18. شمارهٔ ۷۸ به چشم عاقبت بین هر که خود را دید در دنیا
  19. شمارهٔ ۷۹ (سر تسلیم خرد بر خط جام است اینجا
  20. شمارهٔ ۸۰ (هر که خاموش شد از اهل بیان است اینجا
  21. شمارهٔ ۸۱ جز یتیمی چه بر این داشت در گوش ترا
  22. شمارهٔ ۸۲ این نه خط است سیه کرده بناگوش ترا
  23. شمارهٔ ۸۳ زاهد خشک بود دشمن جان میکش را
  24. شمارهٔ ۸۴ پند ارباب خرد پنبه گوش است مرا
  25. شمارهٔ ۸۵ چون سویداست نهان در دل شب کوکب ما
  26. شمارهٔ ۸۶ می تپد در جگر خاک همان طینت ما
  27. شمارهٔ ۸۷ چرخ خونخوار دلیرست به خونریزی ما
  28. شمارهٔ ۸۸ چه نسبت است به یوسف رخ نکوی ترا؟
  29. شمارهٔ ۸۹ مسنج با دل شب فیض صبح انور را
  30. شمارهٔ ۹۰ چه آتش است به جان این دل مشوش را؟
  31. شمارهٔ ۹۱ حذر ز ناخن الماس نیست داغ مرا
  32. شمارهٔ ۹۲ فراغبال محال است راست کیشان را
  33. شمارهٔ ۹۳ رخسار آتشین نپذیرد نقاب را
  34. شمارهٔ ۹۴ گردد دو نیم، دل ز گلستان ملول را
  35. شمارهٔ ۹۵ خال تو سوخت جان من غم سرشته را
  36. شمارهٔ ۹۶ زخم زبان به جوش نیارد فسرده را
  37. شمارهٔ ۹۷ کم کم کن آشنا به لب زخم دشنه را
  38. شمارهٔ ۹۸ عقل شرع باطن است و شرع عقل ظاهرست
  39. شمارهٔ ۹۹ داغدار عشق را نور و صفای دیگرست
  40. شمارهٔ ۱۰۰ جای برگ گل به بستر اشک رنگینم بس است
  41. شمارهٔ ۱۰۱ عیب مردم بر هنر تا چند بگزینی، بس است
  42. شمارهٔ ۱۰۲ نغمه های جانفزا در پرده نی مدغم است؟
  43. شمارهٔ ۱۰۳ شانه با صد دست از بست و گشادش درهم است
  44. شمارهٔ ۱۰۴ بی خبر از غفلت خویش است تا جان در تن است
  45. شمارهٔ ۱۰۵ عمر را بر باد دادن تن به صحبت دادن است
  46. شمارهٔ ۱۰۶ آتشین رویی که داغ ما گلی از باغ اوست
  47. شمارهٔ ۱۰۷ حاصل دنیا وَبال جان فارغبال توست
  48. شمارهٔ ۱۰۸ کاکل او دام در راه صبا انداخته است
  49. شمارهٔ ۱۰۹ یوسف از بی مهری اخوان به چاه افتاده است
  50. شمارهٔ ۱۱۰ تا دل از دستم شراب ارغوانی برده است
  51. شمارهٔ ۱۱۱ کی نسیم صبحدم با غنچه گل کرده است
  52. شمارهٔ ۱۱۲ بس که بر آن پیکر سیمین قبا چسبیده است
  53. شمارهٔ ۱۱۳ تا دل بی تاب من گرم طلب گردیده است
  54. شمارهٔ ۱۱۴ هر که با بی نسبتان گردد طرف، دیوانه است
  55. شمارهٔ ۱۱۵ بی حیا گر غوطه در گوهر زند بی مایه است
  56. شمارهٔ ۱۱۶ آب حیوان با لب لعل تو خون مرده ای است
  57. شمارهٔ ۱۱۷ نغمه شیرین در مذاقم بی شراب تلخ نیست
  58. شمارهٔ ۱۱۸ دل به صحبت ذوق خلوت دیده را در بند نیست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ جز حریم دل کز آب و گل در او آثار نیست
  60. شمارهٔ ۱۲۰ گوش ناقص طینتان را پرده انصاف نیست

متن اشعار به نقل از گنجور.