فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۱ بجز چشمش که چشم از دیدن من از حیا بندد
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۲ چو احرام تماشای چمن آن سیمبر بندد
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۳ چمنپیرا نه گل را دسته در گلزار میبندد
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۴ دل سرگشته ما چرخ را بر کار میبندد
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۵ کدام آیینه رو احرام این میخانه می بندد؟
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۶ ز حُسنِ شوخطَرْفی دیدههای تر نمیبندد
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۷ نه تنها از نشاط می، لب جانانه میخندد
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۸ عجب دارم که یار این نابسامان را به یاد آرد
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۹ خط مشکین او سودای عنبر را به جوش آرد
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۰ تو چون نوخط شوی طاوس جنت پر برون آرد
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۱ زگردون عاقبت جان مصفا سر برون آرد
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۲ گه از خم، گه زساغر، گه زمینا سر برون آرد
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۳ چه خوش باشد خط از رخسار جانان سر برون آرد
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۴ خردکی رخت بتواند زموج می برون آرد؟
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۵ سر منصور بار آن تیغ بیزنهار میآرد
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۶ تماشای بتان از چشم خون بسیار میآرد
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۷ زخاطر ریشه غم دور ساغر بر نمی آرد
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۸ زدام عشق عاشق را سفر بیرون نمی آرد
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۹ قبول خاطر از نظاره منظور می بارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۰ سخن از لب فزون زان چشم چون بادام می بارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۱ زمژگان که ناخن در فضای سینه می بارد؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۲ کسی تاب خدنگ غمزه آن دلربا دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۳ مغیلان پای نازک طینتان را در حنا دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۴ کجا رخسار او تاب نگاه آشنا دارد؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۵ توانگر در دل از سامان خود آزارها دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۶ از ان سرو از درختان سرفرازی بیشتر دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۷ مجو آسایش از دل تا مرادی در نظر دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۸ خوشا چشمی که بر روی عرقناکی نظر دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۹ اگرچه نطق در هر نکته صد تنگ شکر دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۱۰ اگرچه دست بر تاراج دل هر خوش کمر دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۱۱ مرا زنگ ملال از دل شراب ناب بردارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۱۲ دل عاشق کی از زلف معنبر دست بردارد؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۱۳ سر عاشق زتن کی هر می کم زور بردارد؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۱۴ نبرد از سینه من گرد کلفت گردش ساغر
- غزل شمارهٔ ۲۹۱۵ نظر چون موشکاف از زلف عنبر فام بردارد؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۱۶ دل پرخون کجا از جسم پا در گل خبر دارد؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۱۷ نظربازی که چشم پرخماری در نظر دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۱۸ اگرچه هر گلی زین گلستان جای دگر دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۱۹ ز گلهای چمن هر کس وفاداری طمع دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۲۰ مرا خرسندی از سامان دنیا محتشم دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۲۱ لب خوش بوسه ای در تنگنای حیرتم دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۲۲ به ذوقی تکیه بر شمشیر جسم لاغرم دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۲۳ مرا از لاف نه عجز سخن کوته زبان دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۲۴ چه غم دیوانه ما از گزند آسمان دارد؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۲۵ من و حسنی که نیل چشم زخم از آسمان دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۲۶ مرا نازک نهالی قصد جان ناتوان دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۲۷ مرا فکر غریب آواره دایم از وطن دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۲۸ مه ناشسته رو کی رتبه دلدار من دارد؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۲۹ اگرچه لاله من ریشه در خاک چمن دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۰ لباس عاریت پیش از طلب انداختن دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۱ خضر چشم حیات از آب حیوان سخن دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۲ نفس یک پا درون خانه، یک پا در برون دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۳ کجا پروای ما سرگشتگان آن مه جبین دارد؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۴ دل رنگین لباسان تیرگی را در کمین دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۵ سر شوریده من هر نفس صد آرزو دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۶ سمندر داغها از آتش رخسار او دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۷ زچشم بد خدا آن پاک دامن را نگه دارد
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۸ چسان مژگان خونین گریه ما را نگه دارد؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۹ دل بی دست و پا چون آه سوزان را نگه دارد؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۴۰ گریبان دلم را نعره مستانه ای دارد
متن اشعار به نقل از گنجور.