پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۴۰

گریبان دلم را نعره مستانه ای دارد

سر زنجیر این دیوانه را دیوانه ای دارد

ترا سامان کاوش نیست از کوتاهی بینش

وگرنه هر شراری در دل آتشخانه ای دارد

به خود از پیچ و تاب رشک چون زنجیر می پیچم

چو بینم کودکی سر در پی دیوانه ای دارد

در اقلیم قناعت نیست رسم خرمن اندوزی

گره در کارش افتد هر که اینجا دانه ای دارد

تن سنگین دلان را خانه زنبور می سازد

کمان ابروی خوبان عجب سر خانه ای دارد

به مصرف جنگ دارد نقد احسان گرانجانان

حضور گنج را یا مار، یا ویرانه ای دارد

اگر سیل پریشان گرد، اگر مهتاب می آید

دل خوش مشرب ما گوشه ویرانه ای دارد

دل صد پاره ما نیز گاهی ریزشی دارد

اگر ابر بهاران گریه مستانه ای دارد

زتهمت خار در پیراهن معشوق می ریزد

زلیخا بی تکلف عشق نامردانه ای دارد

به صحرا می دهد سر کعبه را چون محمل لیلی

بیابانگرد ما خوش جذبه دیوانه ای دارد

کسی در آشیان تا کی دل خود را خورد صائب؟

قفس هر چند دلگیرست آب و دانه ای دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۴۲دگر هر ذره خاکم هوای کشوری دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۴۳دل بی طالع ما دلربای غافلی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۴۴مرا پاس ادب زان آستان مهجور می دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۴۵چه پروا داغ من از دیده های شور می دارد؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۴۶چه باک از عاشق بی باک آن طناز می دارد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۴۷لب نانی که از دامان سایل باز می دارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۴۸به قامت سرو را از قد کشیدن باز می دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۴۹کجا از تیغ سرگرم محبت باک می دارد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.