پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۴۳

دل بی طالع ما دلربای غافلی دارد

وگرنه بلبل از هر غنچه ای روی دلی دارد

منم کز خاکساریها ندارم بهره ای، ورنه

به حاصل می رسد هر کس زمین قابلی دارد

مروت نیست گوش نازک گل را خراشیدن

وگرنه بلبل خاموش ما درددلی دارد

نمی آید زشوق سنگ طفلان بر زمین پایم

نماند بر زمین هر کس جنون کاملی دارد

مرا سرگشتگی نگذاشت بر زانو گذارم سر

خوشا منصور کز دارفنا سرمنزلی دارد

زشرم تنگدستی از گریبان بر نیارد سر

وگرنه قطره ما همت دریادلی دارد

زبرگ عیش خالی نیست سرو از بی بری هرگز

بود بی حاصلی گر زندگانی حاصلی دارد

به چشم کم مبین تا می توانی هیچ خردی را

که از هر ذره آن خورشید تابان محملی دارد

کریمان را بلندآوازه سازد جود محتاجان

خوشا دریا که چون ابر بهاران سایلی دارد

نیندیشد زدیوان قیامت هر که مجنون شد

حسابش پاک باشد هر که فرد باطلی دارد

شراب کهنه دارد نوجوان دایم مرا صائب

نگردد پیر هرگز هر که پیر جاهلی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۴۵چه پروا داغ من از دیده های شور می دارد؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۴۶چه باک از عاشق بی باک آن طناز می دارد؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۴۷لب نانی که از دامان سایل باز می دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۴۸به قامت سرو را از قد کشیدن باز می دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۴۹کجا از تیغ سرگرم محبت باک می دارد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۵۰خیال تیغ سیرابش مرا جان تازه می دارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۵۱دل بی غم نصیب از نقطه سودا نمی دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۵۲هنرور را هنر گرد غم از دل برنمی دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.