پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۵۱

دل بی غم نصیب از نقطه سودا نمی دارد

که هرگز آب شیرین عنبر سارا نمی دارد

بدار ای ناصح بیکار دست از جستجوی ما

که از خود رفته در دنبال نقش پا نمی دارد

ندارد راه در دارالامان خامشی آفت

صدف اندیشه ای از تلخی دریا نمی دارد

به نور شمع نتوان برد راه از خویشتن بیرون

که این ظلمت چراغی جز دل بیتا نمی دارد

مکن از بیخودی منع دل سودایی صائب

که وحشت دیده دست از دامن صحرا نمی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۵۳ز آه عاشقان اندیشه‌ای اختر نمی‌دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۵۴تمنای فروغ آن ماه سیما برنمی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۵۵دل بیمار من ناز مداوا برنمی‌دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۵۶عرق رخسار آن خورشید طلعت برنمی‌دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۵۷نظر عاشق به خط زان روی انور برنمی دارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۵۸شکوه عشق را گردون گردان برنمی‌دارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۵۹دو روزی بیش جان سنگینی تن بر نمی دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۶۰دل حق جو نظر بر عالم باطل نمی دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.