پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۶۰

دل حق جو نظر بر عالم باطل نمی دارد

که تیر راست کیشان تا هدف منزل نمی دارد

نیند آزادگان غافل ز احوال گرانباران

ثمر سرو و صنوبر غیربار دل نمی دارد

بخیل ترشرو ز ابرام محتاجان بود فارغ

که در چون بسته باشد از برون، سایل نمی دارد

مدار از چرخ امید گشاد دل که این دهقان

به خرمن دانه ای جز عقده مشکل نمی دارد

ترا گر هست در ره منزلی خواب فراغت کن

که چون ریگ روان، سرگشتگی منزل نمی دارد

نظر بر حق بود از خلق عارف را، که پروانه

نظر گاهی بغیر از شمع در محفل نمی دارد

غرض دلجویی بیرحمی قاتل بود، ورنه

زخاک و خون تپیدن لذتی بسمل نمی دارد

به تیغ از دامنش کوتاه اگر شد دست من، شادم

که خون بیگناهان دست از قاتل نمی دارد

ندارد قدر و قیمت در نظرها رشته بی گوهر

پریشان می شود زلفی که پاس دل نمی دارد

مرا افتاده صائب کار با خورشید رخساری

که تا دل را نسازد آب، دست از دل نمی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۶۲فروغ دل مرا از نور مهر و مه غنی دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۶۳دل رم کرده ناخوش آستین افشاندنی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۶۴به ذوق آشتی از دوستان رنجیدنی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۶۵بدن را در زمین هرگز روان پاک نگذارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۶۶به هر محفل بهشتی روی من منزل کجا گیرد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۶۷مکن بر نفس رحمت با تو چون راه جفا گیرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۶۸سبکسیر توکل کی پی هر رهنما گیرد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۶۹زدیدار تو از یوسف زلیخا مهر برگیرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.