پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۶۵

بدن را در زمین هرگز روان پاک نگذارد

که دام خویش را صیاد زیر خاک نگذارد

یکی صد شد زفیض صبح تأثیر سرشک من

که حق دانه پیش خود زمین پاک نگذارد

شهادت غافل از پاس ادب جان را نمی سازد

سر عاشق قدم بر دیده فتراک نگذارد

کجا خواهد لب گستاخ را راه سخن دادن؟

شکر خندی که دلها را گریبان چاک نگذارد

زصبح آفرینش بر نیاید آتشین رویی

که در کوی تو چون خورشید سر بر خاک نگذارد

به ور باده نتواند برآمد هر زبردستی

که را دیدی که پشت دست پیش تاک نگذارد؟

گزیدم با هزاران آرزو عشقش، ندانستم

که در دل آرزو آن شعله بیباک نگذارد

مرا چون آب بود از جلوه مستانه اش روشن

که قمری را به سرو آن قامت چالاک نگذارد

طلسم شیشه نتواند برآمد با می زورین

عبث سر در سر پرشور من افلاک نگذارد

گرفتم چون شرر در سینه خارا نهان گشتم

مرا در پرده نور شعله ادراک نگذارد

نماند از چشم تر در سینه صائب خرده رازم

که ابر نوبهاران دانه ای در خاک نگذارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۶۷مکن بر نفس رحمت با تو چون راه جفا گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۶۸سبکسیر توکل کی پی هر رهنما گیرد؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۶۹زدیدار تو از یوسف زلیخا مهر برگیرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۷۰به حسن نقش از ان نقاش هر کس چشم برگیرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۷۱زبیتابان کجا آن مست بی پروا خبر گیرد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۷۲زبی مغزی هواجویی که دنبال هوس گیرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۷۳دل عاشق چه لذت از بهشت جاودان گیرد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۷۴زدلسوزان که را دارم که جا در انجمن گیرد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.