پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۷۰

به حسن نقش از ان نقاش هر کس چشم برگیرد

چو خار رهگذر هر لحظه دامان دگر گیرد

به کوشش نیست روزی، تن به قسمت ده که سرو اینجا

به چندین دست نتوانست دامان ثمر گیرد

براق عالم بالاست همت چون بلند افتد

نماند بر زمین هر کس جهان را مختصر گیرد

به نور دل تواند پنجه خورشید تابیدن

زروی صدق هر کس دامن پاک سحر گیرد

میندیش از غم عالم چو با عشق آشنا گشتی

که آتش خود زراه خود خس و خاشاک بر گیرد

درین دریا پرگوهر سعادت جستن از اختر

به آن ماند که موری دانه از مور دگر گیرد

نباشد در حریم حسن ره جز خاکساران را

که جز گرد یتیمی دامن پاک گهر گیرد؟

مکن از تیره روزی شکوه هنگام تهیدستی

که بی منت چنار تنگدست از خویش در گیرد

به اهل حق نپردازند صائب باطل آرایان

مگر منصور را دار فنا از خاک برگیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۷۲زبی مغزی هواجویی که دنبال هوس گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۷۳دل عاشق چه لذت از بهشت جاودان گیرد؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۷۴زدلسوزان که را دارم که جا در انجمن گیرد؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۷۵حدیث تلخ را جاهل شراب ناب می گیرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۷۶به خواب آن چشم دل از عاشق ناشاد می گیرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۷۷سخن رنگ اثر از سینه افگار می گیرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۷۸چو شاهین بر سر دست آن شکار انداز می گیرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۷۹دل از عاشق به شرم آن نرگس غماز می گیرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.