پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۷۱

زبیتابان کجا آن مست بی پروا خبر گیرد؟

سپند ما مگر زان آتشین سیما خبر گیرد

زاحوال هواداران مشو غافل زبسیاری

که از هر ذره خورشید جهان آرا خبر گیرد

غم عقبی نگردد گرد دل آزاد مردان را

که از دنیا خبر دارد که از دنیا خبر گیرد؟

زمشت خار ما ای ابر رحمت سرگران مگذر

که با آن کثرت از هر موجه ای دریا خبر گیرد

نه از قاصد شکایت نه زمرغ نامه بردارم

که از خود بیخبر گردد کسی کز ما خبر گیرد

به پای مرغ می خارد سر شوریده خود را

زخار پا کجا مجنون بی پروا خبر گیرد؟

شود گردکسادی سرمه انصاف گوهر را

مگر در عهد خط آن ظالم از دلها خبر گیرد

سپرداری کند از موم سبز آیینه خود را

گر آن آیینه رو از طوطی گویا خبر گیرد

زبیدردی به فکر دردمندان کس نمی افتد

مگر ما از دل افگار و دل از ما خبر گیرد

بغیر از گردباد امروز در دامان این صحرا

که را داریم ما سرگشتگان کز ما خبر گیرد؟

زخونگرمان درین محفل نمی یابیم دلسوزی

مگر خونابه اشک از کباب ما خبر گیرد

دم جان بخش آخر کار خود را می کند صائب

اگر عیسی زبیماران به استغنا خبر گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۷۳دل عاشق چه لذت از بهشت جاودان گیرد؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۷۴زدلسوزان که را دارم که جا در انجمن گیرد؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۷۵حدیث تلخ را جاهل شراب ناب می گیرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۷۶به خواب آن چشم دل از عاشق ناشاد می گیرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۷۷سخن رنگ اثر از سینه افگار می گیرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۷۸چو شاهین بر سر دست آن شکار انداز می گیرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۷۹دل از عاشق به شرم آن نرگس غماز می گیرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۸۰شعور از زاهد خشک آن لب می نوش می گیرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.