پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۵۴

تمنای فروغ آن ماه سیما برنمی دارد

کرم بی خواست چون افتد تقاضا بر نمی دارد

چوکار افتاد شیرین بی سخن انجام می یابد

که فرهاد اهتمام کارفرما برنمی دارد

درین وادی مرا بر رهنوردی رشک می آید

که تا خاری نیارد در نظر پا بر نمی دارد

کسی کان قامت بی سایه را دیده است در جولان

زسرو بوستان ناز دو بالا بر نمی دارد

به دشمن هر که یکرنگ است دل را تیره می سازد

مثال طوطیان آیینه ما برنمی دارد

مگر در پرده دل با خیال او نظر بازم

وگرنه آن رخ نازک تماشا برنمی دارد

گوارا می شود از جبهه واکرده سختیها

که بار کوه جز دامان صحرا برنمی دارد

زسنگ کودکان شد مومیایی استخوان ما

همان صائب جنون دست از سر ما برنمی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۵۶عرق رخسار آن خورشید طلعت برنمی‌دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۵۷نظر عاشق به خط زان روی انور برنمی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۵۸شکوه عشق را گردون گردان برنمی‌دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۵۹دو روزی بیش جان سنگینی تن بر نمی دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۶۰دل حق جو نظر بر عالم باطل نمی دارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۶۱بجز تشویش خاطر عالم فانی نمی دارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۶۲فروغ دل مرا از نور مهر و مه غنی دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۶۳دل رم کرده ناخوش آستین افشاندنی دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.