پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۴۲

دگر هر ذره خاکم هوای کشوری دارد

سر آسوده مغزم با پریشانی سری دارد

چسان مژگان آسایش به مژگان آشنا سازم؟

به قصد خون من هر موی در کف خنجری دارد

یکی صد می شود تخم کدورت در دل تنگم

زمین دردمندان خاک حاصل پروری دارد

گوارا باد وصل خرمن گل عندلیبان را

که آغوش من انداز میان لاغری دارد

مکن تقصیر در تعمیر دل تا دسترس داری

که هر کس هر چه دارد از برای دیگری دارد

سخن کش گو مجنبان گوشه ابرو به تحسینم

سخن بر جا نمی ماند اگر بال و پری دارد

نگردد در قیامت تکمه پیراهن خجلت

سر هر کس که اینجا با سر زانو سری دارد

مبادا لب به آب زندگی چون خضرترسازی

که هر تبخاله ای در پرده دل کوثری دارد

تهیدستی به میدان می دواند اهل دعوی را

نمی جنبد صدف از جای خود تا گوهری دارد

به گوش من زبان تیشه فرهاد می گوید

به سختی بگذراند عمر، هر کس جوهری دارد

شکر شیرینی بسیار، دل را می گزد صائب

وگرنه طوطی ما نیز تنگ شکری دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۴۴مرا پاس ادب زان آستان مهجور می دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۴۵چه پروا داغ من از دیده های شور می دارد؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۴۶چه باک از عاشق بی باک آن طناز می دارد؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۴۷لب نانی که از دامان سایل باز می دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۴۸به قامت سرو را از قد کشیدن باز می دارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۴۹کجا از تیغ سرگرم محبت باک می دارد؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۵۰خیال تیغ سیرابش مرا جان تازه می دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۵۱دل بی غم نصیب از نقطه سودا نمی دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.