پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۱۸

اگرچه هر گلی زین گلستان جای دگر دارد

بهم غلطیدن گلها تماشای دگر دارد

زکوکو گفتن قمری چنین معلوم می گردد

که نعل طوق در آتش زبالای دگر دارد

زنبض بیقرارش می توان دریافت این معنی

که در مدنظر این موج دریای دگر دارد

در این صحرای پروحشت نفس را راست چون سازد؟

که صید وحشی من رو به صحرای دگر دارد

چرا زین خانه دلگیر بیرون پای نگذارد؟

اگر غیر از دل آن جان جهان جای دگر دارد

اگرچه از تماشا گوهر عبرت به دست افتد

نظر پوشیدن از دنیا تماشای دگر دارد

مرا از مستی سرشار چشم یار روشن شد

که این پیمانه زیر پرده مینای دگر دارد

به حرف و صوت از آیینه چون طوطی نیم قانع

کز آن آیینه سیما دل تمنای دگر دارد

زمن پوشیده با اغیار می گردی، نمی دانی

که از هر داغ، عاشق چشم بینای دگر دارد

به فکر سینه دل در زلف مشکینش کجا افتد؟

که در هر حلقه ای دام تماشای دگر دارد

به سنگ کودکان مجنون از ان تن می دهد صائب

که در کهسار سیل تند غوغای دگر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۲۰مرا خرسندی از سامان دنیا محتشم دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۲۱لب خوش بوسه ای در تنگنای حیرتم دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۲۲به ذوقی تکیه بر شمشیر جسم لاغرم دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۲۳مرا از لاف نه عجز سخن کوته زبان دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۲۴چه غم دیوانه ما از گزند آسمان دارد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۲۵من و حسنی که نیل چشم زخم از آسمان دارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۲۶مرا نازک نهالی قصد جان ناتوان دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۲۷مرا فکر غریب آواره دایم از وطن دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.