پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۱۷

نظربازی که چشم پرخماری در نظر دارد

همیشه مستی دنباله داری در نظر دارد

تو ای خضر از زلال زندگی بردار کام خود

که این لب تشنه لعل آبداری در نظر دارد

مشو در پرده شرم از فریب چشم او غافل

که شهباز از نظر بستن شکاری در نظر دارد

زخال عیب از ان ساده است روی گل درین گلشن

که از هر شبنمی آیینه داری در نظر دارد

زحرف توتیا و سرمه گردد آب در چشمش

کسی کز رهگذار او غباری در نظر دارد

نمی لرزد به نقد جان شیرین دل چو فرهادش

کسی کز کارفرما مزد کاری در نظر دارد

درین میدان جانبازان نماند بر زمین گردی

که دایم جلوه گلگون سواری در نظر دارد

به قصد سینه درای نفس را راست می سازد

زدریا موجه ما گر کناری در نظر دارد

ندارم هیچ جا آرام از ان سرو سبک جولان

خوشا قمری که سرو پایداری در نظر دارد

غبار پیکرش چون گردباد از پای ننشیند

سبک مغزی که اوج اعتباری در نظر دارد

مرا در چار موسم هست گل پیش نظر صائب

اگر ده روز بلبل گلعذاری در نظر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۱۹ز گلهای چمن هر کس وفاداری طمع دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۲۰مرا خرسندی از سامان دنیا محتشم دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۲۱لب خوش بوسه ای در تنگنای حیرتم دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۲۲به ذوقی تکیه بر شمشیر جسم لاغرم دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۲۳مرا از لاف نه عجز سخن کوته زبان دارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۲۴چه غم دیوانه ما از گزند آسمان دارد؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۲۵من و حسنی که نیل چشم زخم از آسمان دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۲۶مرا نازک نهالی قصد جان ناتوان دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.