پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۲۵

من و حسنی که نیل چشم زخم از آسمان دارد

کند در لامکان جولان و در هر دل مکان دارد

چسان مجنون نظر بردارد از چشم غزالانش؟

که گرگش حسن یوسف کاروان در کاروان دارد

درین محفل زبخت سبز، گل روشندلی چیند

که چون شمع از گداز جسم خود آب روان دارد

نباشد گر وطن، غربت گوارا می شود بر دل

قفس را تنگ بر من خارخار آشیان دارد

نپردازد به لیلی حیرت مجنون درین وادی

که پروای سر و سامان، که فکر خانمان دارد؟

به لنگر می توان گل چید ازین دریای پرشورش

وگرنه کشتی ما بال و پر از بادبان دارد

زبیدردی مدان گر عاشق صادق بود خندان

که صبح از پرتو خورشید تب در استخوان دارد

زحرف راست می سوزند دایم راستان صائب

که صبح صادق از خورشید آتش در دهان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۲۷مرا فکر غریب آواره دایم از وطن دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۲۸مه ناشسته رو کی رتبه دلدار من دارد؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۲۹اگرچه لاله من ریشه در خاک چمن دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۳۰لباس عاریت پیش از طلب انداختن دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۳۱خضر چشم حیات از آب حیوان سخن دارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۳۲نفس یک پا درون خانه، یک پا در برون دارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۳۳کجا پروای ما سرگشتگان آن مه جبین دارد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۳۴دل رنگین لباسان تیرگی را در کمین دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.