پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۲۴

چه غم دیوانه ما از گزند آسمان دارد؟

که نیل چشم زخم از جای سنگ کودکان دارد

شکوه خامشی در ظرف گفت وگو نمی گنجد

سخن هر چند سنجیده است هیبت را زیان دارد

به احوال من زیر و زبر گردیده می پرسی؟

زلنگر کشتی دریایی من بادبان دارد

خلاصی نیست ممکن زخمی آن تیغ مژگان را

کجا پنهان شود صیدی که زخم خونچکان دارد

چه افتاده است بلبل سر ز زیر پر برون آرد؟

در آن گلشن که هر برگی زشبنم دیده بان دارد

عجب دارم کلید ناله من نشکند صائب

که این گلزار قفل سختی از گوش گران دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۲۶مرا نازک نهالی قصد جان ناتوان دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۲۷مرا فکر غریب آواره دایم از وطن دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۲۸مه ناشسته رو کی رتبه دلدار من دارد؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۲۹اگرچه لاله من ریشه در خاک چمن دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۳۰لباس عاریت پیش از طلب انداختن دارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۳۱خضر چشم حیات از آب حیوان سخن دارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۳۲نفس یک پا درون خانه، یک پا در برون دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۳۳کجا پروای ما سرگشتگان آن مه جبین دارد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.