پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۲۰

مرا خرسندی از سامان دنیا محتشم دارد

دل خرسند هر کس دارد از دنیا چه غم دارد؟

نمی گردد به خاطر هیچ کس را فکر برگشتن

چه خاک دلنشین است این که صحرای عدم دارد

سبکسیری که چون تیرش زبان و دل یکی باشد

به هر جانب که رو آرد گشایش در قدم دارد

شکست از صبح صادق فوج شب با آن گرانسنگی

حذر کن از صفی کز راستی با خود علم دارد

نمی سازد به خون خویش رنگین دست و تیغی را

چه لذت از حیات خویشتن صید حرم دارد؟

میان خواب و بیداری زمانی هست عارف را

که هم فیض دل شب، هم صفای صبحدم دارد

کجی نبود صراط المستقیم عشق را صائب

به قدر پیچ و تاب رهرو این ره پیچ و خم دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۲۲به ذوقی تکیه بر شمشیر جسم لاغرم دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۲۳مرا از لاف نه عجز سخن کوته زبان دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۲۴چه غم دیوانه ما از گزند آسمان دارد؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۲۵من و حسنی که نیل چشم زخم از آسمان دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۲۶مرا نازک نهالی قصد جان ناتوان دارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۲۷مرا فکر غریب آواره دایم از وطن دارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۲۸مه ناشسته رو کی رتبه دلدار من دارد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۲۹اگرچه لاله من ریشه در خاک چمن دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.