پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۰۹

اگرچه نطق در هر نکته صد تنگ شکر دارد

ولی شهد خموشی در نظر شان دگر دارد

زطوق بندگی راه نفس شد تنگ بر قمری

همان سرو از رعونت دست تمکین بر کمر دارد

مصور را کند بی دست و پا حسنی که شوخ افتد

نشد نقشی درست از روی او آیینه بردارد

زبی برگی نکردم روی خود را تلخ، تا دیدم

که بیش از فلس زیر پوست ماهی نیشتر دارد

میسر نیست دنیا دار را تحصیل آگاهی

نی از سیر مقامات است غافل تا شکر دارد

فزود از خط مشکین آب و رنگ لعل سیرابش

که زیر سبزه این آب روان حسن دگر دارد

نشست از خاطرم گرد غمی بخت سیه صائب

چه حرف است این که ابر تیره باران بیشتر دارد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۱۱مرا زنگ ملال از دل شراب ناب بردارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۱۲دل عاشق کی از زلف معنبر دست بردارد؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۱۳سر عاشق زتن کی هر می کم زور بردارد؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۱۴نبرد از سینه من گرد کلفت گردش ساغر
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۱۵نظر چون موشکاف از زلف عنبر فام بردارد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۱۶دل پرخون کجا از جسم پا در گل خبر دارد؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۱۷نظربازی که چشم پرخماری در نظر دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۱۸اگرچه هر گلی زین گلستان جای دگر دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.