پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۱۰

اگرچه دست بر تاراج دل هر خوش کمر دارد

میان بهله دار ترک ما دست دگر دارد

اگرچه از حیا دارد نظر بر پشت پای خود

ولی مژگان شوخش از ته دلها خبر دارد

زمضمون نگاهش هیچ کس سر بر نمی آرد

زمژگان گرچه آن خط مبین زیر و زبر دارد

همان دم شاهدان غیب می گیرند از دستش

اگر صد نسخه از رخسار او آیینه بردارد

سراسر می رود در کوچه باغ عمر جاویدان

قد رعنای او را هر که در مد نظر دارد

به پای پرتو خورشید بیتابانه می افتد

همانا گل به حسن نیمرنگ او نظر دارد

نمی ریزند ترکان غیر خون بیگناهان را

بیاض گردن این قوم افشان دگر دارد

نماید هر نگینی در نگین دان جوهر خود را

ترا در خانه زین هر که می بیند جگر دارد

(فلک ناآشنا، طالع زبون، معشوق بی پروا

مگر روی مرا افتادگی از خاک بردارد)

به دل خوردن قناعت کرده ام از نعمت الوان

شکار خویش را شهباز من در زیر پر دارد

اگرچه میوه جنت دل از جا می برد صائب

ولی سیب زنخدان بتان جای دگر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۱۲دل عاشق کی از زلف معنبر دست بردارد؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۱۳سر عاشق زتن کی هر می کم زور بردارد؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۱۴نبرد از سینه من گرد کلفت گردش ساغر
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۱۵نظر چون موشکاف از زلف عنبر فام بردارد؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۱۶دل پرخون کجا از جسم پا در گل خبر دارد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۱۷نظربازی که چشم پرخماری در نظر دارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۱۸اگرچه هر گلی زین گلستان جای دگر دارد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۱۹ز گلهای چمن هر کس وفاداری طمع دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.