پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۰۴

کجا رخسار او تاب نگاه آشنا دارد؟

که آن گل خار در پیراهن از نشو و نما دارد

یکی صد شد فروغ آن لب لعل از غبار خط

که از گرد یتیمی چهره گوهر صفا دارد

به تیری ای کمان ابرو نشان کن استخوانم را

که از هر گوشه ای در چاشنی چندین هما دارد

مجو روی دل از آیینه رویان با تهیدستی

که از شبنم گل این باغ چشم رونما دارد

از ان روزی که چون گل دید آن چاک گریبان را

زبوی پیرهن در پیرهن اخگر صبا دارد

پشیمانی به گرد خاطرش هرگز نمی گردد

چنین سنگین دلی دوران کم فرصت کجا دارد؟

تبسم می کنی در روزگار خط، نمی دانی

که این شام سیه صبح قیامت در قفا دارد

مشو غافل زدوران خط پا در رکاب او

که آن ریحان سیراب از گل آتش زیر پا دارد

به فکر ما فراموشان پا در گل کجا افتد؟

که در هر گوشه ای چشم تو چندین آشنا دارد

مکن در راه او اندیشه از تاریکی سودا

که از هر لاله ای مجنون چراغی زیر پا دارد

سیه چشمی که در آیینه از تمکین نمی بیند

غم نومیدی و محرومی صائب کجا دارد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۰۶از ان سرو از درختان سرفرازی بیشتر دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۰۷مجو آسایش از دل تا مرادی در نظر دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۰۸خوشا چشمی که بر روی عرقناکی نظر دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۰۹اگرچه نطق در هر نکته صد تنگ شکر دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۱۰اگرچه دست بر تاراج دل هر خوش کمر دارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۱۱مرا زنگ ملال از دل شراب ناب بردارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۱۲دل عاشق کی از زلف معنبر دست بردارد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۱۳سر عاشق زتن کی هر می کم زور بردارد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.