پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۰۵

توانگر در دل از سامان خود آزارها دارد

به قدر فلس، زیر پوست ماهی خارها دارد

مگو بی پرده چون منصور حرف حق به هر باطل

که عشق از بهر بی ظرفان مهیا دارها دارد

چه حرف است این که می باشد سبکباری در آزادی؟

که سرو از تنگدستی بر دل خود بارها دارد

مجو در سایه بال هما امنیت خاطر

که این گنج گهر را سایه دیوارها دارد

مکن تکلیف سیر کوچه و بازار مجنون را

که این دیوانه با سودای خود بازارها دارد

به افسون بهاران از قفس بیرون نمی آید

نواسنجی که زیر بال و پر گلزارها دارد

تو ای کوته نظر فکر نگار ساده رویی کن

که چشم موشکاف ما به آن خط کارها دارد

به فکر شربت بیمار من آن لب کجا افتد؟

که در هر گوشه ای چون چشم خود بیمارها دارد

نمی افتد به دست کوتاه من دامن فرصت

وگرنه شکوه من در بغل طومارها دارد

مکن از نفس کافر دعوی تجرید را باور

که از قطع تعلق بر کمر زنارها دارد

مشو از انتظام کار نومید از پریشانی

که بی پرگار چون گردید دل، پرگارها دارد

مکن استادگی در بیع یوسف چون گرانجانان

که در مصر این متاع ناروا بازارها دارد

به بوی خون زصحرای ملامت پا مکش صائب

که زخم خار او در آستین گلزارها دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۰۷مجو آسایش از دل تا مرادی در نظر دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۰۸خوشا چشمی که بر روی عرقناکی نظر دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۰۹اگرچه نطق در هر نکته صد تنگ شکر دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۱۰اگرچه دست بر تاراج دل هر خوش کمر دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۱۱مرا زنگ ملال از دل شراب ناب بردارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۱۲دل عاشق کی از زلف معنبر دست بردارد؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۱۳سر عاشق زتن کی هر می کم زور بردارد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۱۴نبرد از سینه من گرد کلفت گردش ساغر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.