پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۳۸

چسان مژگان خونین گریه ما را نگه دارد؟

کجا مرجان به زور پنجه دریا را نگه دارد؟

تنور از عهده تسخیر طوفان برنمی آید

حصار شهر چون دیوانه ما را نگه دارد؟

ز آتشدستی ما کوهکن سیماب جولان شد

اگر مردست کوه بیستون، جا را نگه دارد!

زشور عشق لنگر باخت چون ریگ روان صحرا

مگر مجنون به کوه درد، صحرا را نگه دارد

تماشای دل دیوانه ما جذبه ای دارد

که از جولان غزال دشت پیما را نگه دارد

تن خاکی نگیرد دامن جان مجرد را

چگونه رشته مریم مسیحا را نگه دارد؟

نگاه شور چشمان آب دریا قوت می سوزد

خدا از چشم زاهد جام صهبا را نگه دارد!

ندارم دست بر دامان آن سرو روان، ورنه

زطوفان لنگر من آب دریا را نگه دارد

از ان ماه تمام از هاله شد آغوش سر تا پا

که در وقت خرام آن سرو بالا را نگه دارد

به آن زلف پریشان خویشتن را می رساند دل

اگر سر رشته زنجیر سودا را نگه دارد

نباشد رحم در دل لشکر بیگانه را صائب

زگرد خط خدا آن ماه سیما را نگه دارد!

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۴۰گریبان دلم را نعره مستانه ای دارد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۴۱دلی کز زلف او شیرازه جمعیتی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۴۲دگر هر ذره خاکم هوای کشوری دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۴۳دل بی طالع ما دلربای غافلی دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۴۴مرا پاس ادب زان آستان مهجور می دارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۴۵چه پروا داغ من از دیده های شور می دارد؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۴۶چه باک از عاشق بی باک آن طناز می دارد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۴۷لب نانی که از دامان سایل باز می دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.