پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۳۷

زچشم بد خدا آن پاک دامن را نگه دارد

که این پروانه گستاخ در فانوس ره دارد

شکستم شهپر دل را زبیباکی، ندانستم

که این باز سبک پرواز نقش دست شه دارد

مسخر کرد خط آن روی آتشناک را آخر

ز آتش رو نتابد هر که از دلها سپه دارد

نگردد تشنه خاک وطن سیراب در غربت

که یوسف بر لب نیل آرزوی آب چه دارد

زبس کردم شمار جرم خود فرسوده شد دستم

کسی تا کی حساب ریگ صحرا را نگه دارد

درین وحدت سرا هر چشم دارد سرمه خاصی

حباب بحر وحدت چشم برگرد گنه دارد

زدل کز گرد عصیان تیره شد نومید چه باشم؟

که باغ امیدواری بیش از ابر سیه دارد

نشاط از غم، غم از شادی طلب گر بینشی داری

که برق خنده رو در ابر گریان جایگه دارد

به نور بی نیازی چهره چون خورشید روشن کن

که دایم از طمع داغ کلف بر چهره مه دارد

نه در دوزخ نه در جنت دلم آسوده شد صائب

سپند من نمی دانم کجا آرامگه دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۳۹دل بی دست و پا چون آه سوزان را نگه دارد؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۴۰گریبان دلم را نعره مستانه ای دارد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۴۱دلی کز زلف او شیرازه جمعیتی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۴۲دگر هر ذره خاکم هوای کشوری دارد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۴۳دل بی طالع ما دلربای غافلی دارد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۴۴مرا پاس ادب زان آستان مهجور می دارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۴۵چه پروا داغ من از دیده های شور می دارد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۴۶چه باک از عاشق بی باک آن طناز می دارد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.