پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۸۸

عجب دارم که یار این نابسامان را به یاد آرد

چه افتاده است کس خواب پریشان را به یاد آرد؟

فراموشی زیاران لازم افتاده است دولت را

کجا بر چرخ، عیسی دردمندان را به یاد آرد؟

نبیند داغ دشمنکامی از ایام، آگاهی

که در ایام دولت دوستداران به یاد آرد

به کافر نعمتی مشهور گردد ناجوانمردی

که با درد جگرسوز تو درمان را به یاد آرد

سزای خاکمال انتقام است آن دل غافل

که با دریای رحمت گرد عصیان را به یاد آرد

چو مور آن کس که از ملک قناعت گوشه ای دارد

زهی غفلت اگر ملک سلیمان را به یاد آرد

زبیدردی نمک را زخم ما خون می کند در دل

به مرهم چون فتد کارش نمکدان را به یاد آرد

نبیند بینوایی هرگز از دوران نواسنجی

که در ایام بی برگی گلستان را به یاد آرد

زکافر نعمتان قسمت است آن طوطی نادان

که با گفتار شیرین شکرستان را به یاد آرد

وطن را خواری اخوان کند خاک فراموشان

عزیز مصر هیهات است کنعان را به یاد آرد

خوشا رندی که چون از ساغر توحید می نوشد

خمارآلودگان بزم امکان را به یاد آرد

زیاد گریه مستانه خمیازه است کار دل

صدف را چاک گردد دل چو نیسان را به یاد آرد

زکنعان روی در دیوار زندان آورد صائب

چو یوسف سیلی بیداد اخوان را به یاد آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۹۰تو چون نوخط شوی طاوس جنت پر برون آرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۹۱زگردون عاقبت جان مصفا سر برون آرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۹۲گه از خم، گه زساغر، گه زمینا سر برون آرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۹۳چه خوش باشد خط از رخسار جانان سر برون آرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۹۴خردکی رخت بتواند زموج می برون آرد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۹۵سر منصور بار آن تیغ بی‌زنهار می‌آرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۹۶تماشای بتان از چشم خون بسیار می‌آرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۹۷زخاطر ریشه غم دور ساغر بر نمی آرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.