فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۶۶۰۱ گر از طعام تن عام می شود فربه
- غزل شمارهٔ ۶۶۰۲ ز رفتن تو ز جسم ضعیف جان رفته
- غزل شمارهٔ ۶۶۰۳ به صد دلیل نرفتن ره خدای که چه؟
- غزل شمارهٔ ۶۶۰۴ بر آن عذار نه زلف مشوش افتاده
- غزل شمارهٔ ۶۶۰۵ رخی به شبنم می همچو برگ لاله بده
- غزل شمارهٔ ۶۶۰۶ نه سرخ چهره خورشید را شفق کرده
- غزل شمارهٔ ۶۶۰۷ عرق به برگ گلت می دود شتاب زده
- غزل شمارهٔ ۶۶۰۸ ز خط عذار تو تا عنبرین نقاب شده
- غزل شمارهٔ ۶۶۰۹ به هر کجا که خوری باده تن به خواب مده
- غزل شمارهٔ ۶۶۱۰ ز بس لب تو به ابرام می دهد بوسه
- غزل شمارهٔ ۶۶۱۱ بریده نعل ز عشق که بر جگر لاله؟
- غزل شمارهٔ ۶۶۱۲ روشن ز نور صدق بود جان صبحگاه
- غزل شمارهٔ ۶۶۱۳ از اشک ماست پاکی دامان صبحگاه
- غزل شمارهٔ ۶۶۱۴ در جسم خاکسار مرا جان سوخته
- غزل شمارهٔ ۶۶۱۵ لاله است این که از جگر خاک سرزده؟
- غزل شمارهٔ ۶۶۱۶ ای عالم از ظهور صفاتت عیان شده
- غزل شمارهٔ ۶۶۱۷ خط غبار گرد رخ یار آمده
- غزل شمارهٔ ۶۶۱۸ جام صبوح خورده ز خلوت برآمده
- غزل شمارهٔ ۶۶۱۹ تا سبزه خط از لب جانان برآمده
- غزل شمارهٔ ۶۶۲۰ چون غافل است دل ز حق از دل چه فایده؟
- غزل شمارهٔ ۶۶۲۱ آن را که نیست دلبری از دل چه فایده؟
- غزل شمارهٔ ۶۶۲۲ محجوب را ز صحبت جانان چه فایده؟
- غزل شمارهٔ ۶۶۲۳ در دور خط به حرف رسیدن چه فایده؟
- غزل شمارهٔ ۶۶۲۴ کی بخت خفته وا کند از کار ما گره؟
- غزل شمارهٔ ۶۶۲۵ بگشا ز بال همت عالی مکان گره
- غزل شمارهٔ ۶۶۲۶ در دل چو غنچه چند کنی رنگ و بو گره؟
- غزل شمارهٔ ۶۶۲۷ ای راز نه فلک ز جبینت عیان همه
- غزل شمارهٔ ۶۶۲۸ هر چند هست مشرق دیدار آینه
- غزل شمارهٔ ۶۶۲۹ تا کرد خانه از رخ او روشن آینه
- غزل شمارهٔ ۶۶۳۰ ساقی قدحی از می اسرار مرا ده
- غزل شمارهٔ ۶۶۳۱ تا سرو ترا راه به گلزار فتاده
- غزل شمارهٔ ۶۶۳۲ از توبه شود سرکشی نفس زیاده
- غزل شمارهٔ ۶۶۳۳ زلفی که بر آن طرف بناگوش فتاده
- غزل شمارهٔ ۶۶۳۴ از حسن تو یک رقعه به گلزار رسیده
- غزل شمارهٔ ۶۶۳۵ از ناله نسیمیش به بستان نرسیده
- غزل شمارهٔ ۶۶۳۶ تا دیده خود کرد چو دستار شکوفه
- غزل شمارهٔ ۶۶۳۷ در مجمع ما نیست کسی را غم خانه
- غزل شمارهٔ ۶۶۳۸ ای چشم تو خونریزتر از دور زمانه
- غزل شمارهٔ ۶۶۳۹ دلگیر نیست از تن، جانهای زنگ بسته
- غزل شمارهٔ ۶۶۴۰ عشق اختیار دل را از دست ما گرفته
- غزل شمارهٔ ۶۶۴۱ بیگانگی ز حد رفت ساقی می صفا ده
- غزل شمارهٔ ۶۶۴۲ آن خوش پسر برآمد از خانه می کشیده
- غزل شمارهٔ ۶۶۴۳ چون چنگ هر رگ من، دارد سری به ناله
- غزل شمارهٔ ۶۶۴۴ خراب گشت ز می زاهد شراب ندیده
- غزل شمارهٔ ۶۶۴۵ به جرم این که کله کج نهاده است شکوفه
- غزل شمارهٔ ۶۶۴۶ مباش از سخن سخت در شکست پیاله
- غزل شمارهٔ ۶۶۴۷ به حوالی دو چشمش حشم بلا نشسته
- غزل شمارهٔ ۶۶۴۸ کشد گر به صورت ز دل صد زبانه
- غزل شمارهٔ ۶۶۴۹ ای که از شغل عمارت غافل از دل گشتهای
- غزل شمارهٔ ۶۶۵۰ کیستم من؟ مشت خار در محیط افتادهای
- غزل شمارهٔ ۶۶۵۱ بوسهای قیمت از آن لبها به صد جان کردهای
- غزل شمارهٔ ۶۶۵۲ با لباس عنبرین امروز جولان کردهای
- غزل شمارهٔ ۶۶۵۳ می فشانم آستین بر افسر گوهرنگار
- غزل شمارهٔ ۶۶۵۴ از نمکدان تو محشر گرد بیرون رانده ای
- غزل شمارهٔ ۶۶۵۵ در تمام عمر اگر یک روز عاشق بوده ای
- غزل شمارهٔ ۶۶۵۶ ای در آتش از هوایت نعل هر سیارهای
- غزل شمارهٔ ۶۶۵۷ می کشد دل را ز دستم دلربای تازه ای
- غزل شمارهٔ ۶۶۵۸ نیست در مغز زمین چون گردبادم ریشه ای
- غزل شمارهٔ ۶۶۵۹ ای جهانی محو رویت، محو سیمای که ای؟
- غزل شمارهٔ ۶۶۶۰ ای ز روی آتشینت هر دل آتشخانهای
متن اشعار به نقل از گنجور.