پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۵۵

در تمام عمر اگر یک روز عاشق بوده ای

از حساب زندگی روز شمار آسوده ای

چون می گلرنگ خون عاشقان غماز نیست

از غبار خط چرا این خاک بر لب سوده ای؟

از پشیمانی مشو غافل که روز بازخواست

برگ عیش توست هر دستی که بر هم سوده ای

بی قراران نیستند آسوده در زیر زمین

از گرانجانیتو بر روی زمین آسوده ای

بحر رحمت از تو هر ساعت به رنگی می شود

بس که دامن را به الوان گناه آلوده ای

تا ز خود بیرون نمی آیی سفر ناکرده ای

گر به مژگان سنگلاخ دهر را پیموده ای

ترک هستی کن که خاکت می فشارد در دهن

این می ناصاف را صدبار اگر پالوده ای

رو اگر در کعبه آری سجده بت می کنی

تا ز زنگار خودی آیینه را نزدوده ای

گرچه داری در میان خرمن افلاک جای

از غلوی حرص چون موران کمر نگشوده ای

پیش پای سیل افتاده است صحرای وجود

تو ز غفلت در خطرگاهی چنین آسوده ای

عشق را در پرده ناموس پنهان می کنی

چهره خورشید را صائب به گل اندوده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۵۷می کشد دل را ز دستم دلربای تازه ای
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۵۸نیست در مغز زمین چون گردبادم ریشه ای
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۵۹ای جهانی محو رویت، محو سیمای که ای؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۶۰ای ز روی آتشینت هر دل آتشخانه‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۶۱ای زمین از سبحه ذکر تو کمتر دانه‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۶۲هر که دارد با پریزادان معنی خلوتی
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۶۳از شراب لعل تا رخسار را افروختی
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۶۴یک نفس فارغ ز وسواس تمنا نیستی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.