پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۶۴

یک نفس فارغ ز وسواس تمنا نیستی

از پریشان خاطری یک لحظه یک جا نیستی

فکر شنبه تلخ دارد جمعه اطفال و تو

پیر گشتی و همان در فکر فردا نیستی

گرچه شد محتاج عینک دیده بی شرم تو

همچنان چون کودکان سیر از تماشا نیستی

می کند از هر سر مویت سفیدی راه مرگ

در چنین وقتی به فکر زاد عقبی نیستی

از ندامت برنیاری آه سردی از جگر

هیچ در فکر رسن در چاه دنیا نیستی

از جمال حور مردان چشم پوشیدند و تو

از عجوز دهر یک ساعت شکیبا نیستی

در مبند این خانه تاریک را یکبارگی

چشم عبرت باز کن از دل چو بینا نیستی

گرچه تیرت با کمان از قد خم پیوسته شد

هیچ در فکر سفر از دار دنیا نیستی

گرچه دندان را ز نعمت‌های شیرین باختی

جز به حرف شکوه های تلخ گویا نیستی

خامشی را از خدا خواهند دانایان و تو

خون خود را می خوری یک دم چو گویا نیستی

خواب سنگین تو صائب کم ز کوه قاف نیست

گرچه از عزلت گزینان همچو عنقا نیستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۶۶سرو من گر بر سر خاک شهیدان آمدی
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۶۷زاهد از خشکی سبکروحانه بیرون آمدی
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۶۸هر کجاگیری گلی در آب معمار خودی
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۶۹هر دو عالم یک قدم باشد به پای بیخودی
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۷۰پیش اغیار از بهار تازه رو گلشن تری
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۷۱بی تأمل زینهار از نقطه دل نگذری
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۷۲گر به چشم پاک در صنع الهی بنگری
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۷۳می کند تن هم دل بی تاب را گردآوری
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.