پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۷۰

پیش اغیار از بهار تازه رو گلشن تری

از دل خود در شکست کار من آهن تری

با رقیبان می دهی از کف عنان اختیار

با اسیران از دو چشم شوخ خود توسن تری

خار شرم آلود ما را دست دامنگیر نیست

ورنه صد پیراهن از گلزار، تر دامن تری

چون نشد آغوش موری از تو هرگز کامیاب

زین چه حاصل کز گل بی خار خوش خرمن تری؟

تا به هشیاری چه باشد نور رخسارت، که تو

در سیه مستی ز شمع آسمان روشن تری

داری از شرم گنه سر در گریبان چون قدح

ورنه از مینای می بسیار خوش گردن تری

بر چراغ ما که می میرد برای سوختن

هر قدر خشکی فزون از حد بری روغن تری

خار عریانی چو باید دامن از دنیا فشاند

چون به زر دستت رسد از غنچه پردامن تری

از بهار و باغ این بستانسرا ای عندلیب

گر بسازی با دل صدپاره خوش گلشن تری

خانه دل تیره از چشم پریشان سیر توست

گر ببندی روزن این خانه را روشن تری

این جواب آن غزل صائب که گوید مولوی

در دو چشم من نشین ای آن که از من من تری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۷۲گر به چشم پاک در صنع الهی بنگری
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۷۳می کند تن هم دل بی تاب را گردآوری
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۷۴دل چسان غم های جانان را کند گردآوری؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۷۵فرصتی کو تا دل از دنیا کنم گردآوری؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۷۶چون گل رعنا در ایام بهاران سعی کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۷۷از فنای پیکر خاکی چرا خون می خوری؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۷۸یاد دارد تخت شاهان قلزم خضرا بسی
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۷۹زیر پای چرخ کجرفتار چون خوابد کسی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.