پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۷۷

از فنای پیکر خاکی چرا خون می خوری؟

از شکست خم چرا غم ای فلاطون می خوری؟

در قفس روزی ز بیرون می خورد مرغ قفس

غم ز بی برگی چرا در زیر گردون می خوری؟

ای که می سازی ز می رخسار خود را لاله گون

غافلی کز دل سیاهی غوطه در خون می خوری

حفظ کن اندازه را در می که گردد ناگوار

گر ز آب زندگی یک جرعه افزون می خوری

کاهش و افزایش این نشأه با یکدیگرست

می خورد افیون ترا چندان که افیون می خوری

می رسد در سنگ صائب رزق لعل از آفتاب

اینقدر ز اندیشه روزی چرا خون می خوری؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۷۹زیر پای چرخ کجرفتار چون خوابد کسی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۸۰دل چه افتاده است در این خاکدان بندد کسی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۸۱تکیه چند از ضعف بر دوش عصا دارد کسی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۸۲شوق اگر شهپر شود پروا نمی دارد کسی
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۸۳چند ازان آرام بخش جان جدا باشد کسی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۸۴چند در ایام گل عزلت گزین باشد کسی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۸۵بر زبان و دل چو کج باشد نبخشاید کسی
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۸۶بیش ازین آتش مزن در عالم ای جان کسی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.