پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۷۶

چون گل رعنا در ایام بهاران سعی کن

کز دل پرخون و از رنگ خزانی برخوری

لذت باقی به دست آور درین پایان عمر

تا به کی صائب ز لذت های فانی برخوری؟

خق کن باخلق تا از زندگانی برخوری

بر دل پیران مخور تا از جوانی برخوری

با حضور دل ز لذت های دنیا صلح کن

تا هم اینجا از بهشت جاودانی برخوری

طاعت خود را ز چشم مردمان پوشیده دار

چشم اگر داری که از لطف نهانی برخوری

جهد کن پیش از طلوع صبح چشمی باز کن

تا ز فیض سر به مهر آسمانی برخوری

خون دل خور، مهر زن یک چند بر لب غنچه وار

تا درین باغ از نسیم شادمانی برخوری

کوزه سربسته خشک از بحر می آید برون

نیست ممکن با بدن زان یار جانی برخوری

همچو عیسی روح خود را صاف کن از درد تن

تا ز سر جوش شراب آسمانی برخوری

تلخ گویان را هدایت می کند بادام قند

کز وصال شکر از شیرین زبانی برخوری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۷۸یاد دارد تخت شاهان قلزم خضرا بسی
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۷۹زیر پای چرخ کجرفتار چون خوابد کسی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۸۰دل چه افتاده است در این خاکدان بندد کسی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۸۱تکیه چند از ضعف بر دوش عصا دارد کسی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۸۲شوق اگر شهپر شود پروا نمی دارد کسی
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۸۳چند ازان آرام بخش جان جدا باشد کسی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۸۴چند در ایام گل عزلت گزین باشد کسی؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۸۵بر زبان و دل چو کج باشد نبخشاید کسی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.