پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۸۲

شوق اگر شهپر شود پروا نمی دارد کسی

همچو موج اندیشه از دریا نمی دارد کسی

مریم خاموش عیسی را به گفتار آورد

با لب گویا دل گویا نمی دارد کسی

ما و صحرای جنون، کز خاک اگر جای گیاه

سرزند تیغ زبان پروا نمی دارد کسی

نیست ممکن چون صدف گنجینه گوهر شود

تا نظر بر عالم بالا نمی دارد کسی

مستی دیوانگان از خود بود چون چشم یار

چشم بر کیفیت صهبا نمی دارد کسی

لطف حق ما را زدنیای دنی دارد دریغ

ورنه دنیا را دریغ از ما نمی دارد کسی

جز خط تسلیم کآنجا سیر گردد منتهی

ساحل دیگر درین دریا نمی دارد کسی

تن به پیچ و تاب ده صائب که چون موج سراب

اختیار خود درین صحرا نمی دارد کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۸۴چند در ایام گل عزلت گزین باشد کسی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۸۵بر زبان و دل چو کج باشد نبخشاید کسی
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۸۶بیش ازین آتش مزن در عالم ای جان کسی
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۸۷گرچه در سیر بهشتم از گل روی کسی
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۸۸مستی و خمیازه بر خون دل ما می کشی
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۸۹سنگ را در جذبه از دست فلاخن می کشی
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۹۰دانه ما در ضمیر خاک بودی کاشکی
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۹۱خاک ما در گوشه میخانه بودی کاشکی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.