پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۸۴

چند در ایام گل عزلت گزین باشد کسی؟

در بهار این چنین زیر زمین باشد کسی

حسن یوسف در خزان از زردی آیینه است

نیست عیبی در جهان گر پاک بین باشد کسی

جذبه ای کو کز نگین دان این نگین را بر کند؟

چند در گردون حصاری چون نگین باشد کسی؟

تا مگر آهوی فرصت را تواند صید کرد

به که چون صیاد دایم در کمین باشد کسی

نام اگر نیک است اگر بد، سنگ راه سالک است

در طلسم نام تا کی چون نگین باشد کسی؟

زلف جانان را چه نسبت با حیات جاودان؟

حیف باشد اینقدر کوتاه بین باد کسی!

جامه خاکستری آب حیات آتش است

عشق می خواهد که خاکسترنشین باشد کسی

خنده کردن، رخنه در قصر حیات افکندن است

خانه دربسته باشد تا غمین باشد کسی

آب صاف و تیره صائب دشمن آیینه است

به که فارغ از خیال مهر و کین باشد کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۸۶بیش ازین آتش مزن در عالم ای جان کسی
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۸۷گرچه در سیر بهشتم از گل روی کسی
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۸۸مستی و خمیازه بر خون دل ما می کشی
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۸۹سنگ را در جذبه از دست فلاخن می کشی
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۹۰دانه ما در ضمیر خاک بودی کاشکی
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۹۱خاک ما در گوشه میخانه بودی کاشکی
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۹۲تابش برق و حیات مختصر باشد یکی
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۹۳بندگی کردن پسندیده است با آزادگی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.