پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۷۸

یاد دارد تخت شاهان قلزم خضرا بسی

سرنگون گردیده زین کشتی درین دریا بسی

خاک ها در کاسه سرکرده چون موج سراب

رهروان تشنه لب را جلوه دنیا بسی

ترک دنیا پیش دنیادوستان باشد عظیم

ورنه در قاف قناعت هست ازین عنقا بسی

نه همین قارون فرو رفته است در خاک سیاه

خویش را گم کرده اند از جستن دنیا بسی

خاکساری چون سرافرازی نمی دارد زوال

کوهها را پشت سر دیده است این صحرا بسی

شیشه پر زهر گردون چیست در دیر مغان

هر تنک ظرفی تهی کرده است ازین مینا بسی

آسمان سنگدل از گریه ما فارغ است

یاد دارد پل ازین سیلاب بی پروا بسی

از هزاران کس که می بینی یکی صاحبدل است

آهوی مشکین ندارد دامن صحرا بسی

دست بردار از خم آن زلف چون چوگان که کرد

سروران را گوی میدان صائب این سودا بسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۸۰دل چه افتاده است در این خاکدان بندد کسی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۸۱تکیه چند از ضعف بر دوش عصا دارد کسی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۸۲شوق اگر شهپر شود پروا نمی دارد کسی
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۸۳چند ازان آرام بخش جان جدا باشد کسی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۸۴چند در ایام گل عزلت گزین باشد کسی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۸۵بر زبان و دل چو کج باشد نبخشاید کسی
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۸۶بیش ازین آتش مزن در عالم ای جان کسی
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۸۷گرچه در سیر بهشتم از گل روی کسی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.