پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۶۵

دوش با ما سرگران بودی چه در سر داشتی؟

باده می خوردی و خون ما به ساغر داشتی

سبزه باغ و بهار ما زبان شکر بود

بر مسلمانان اگر رحمی تو کافر داشتی

نیست امروز این گرانی پله ناز ترا

شیر در گهواره می خوردی که لنگر داشتی

نونیاز ناز چون خوبان دیگر نیستی

دایم از شوخی تو در پیراهن اخگر داشتی

ماه رخسار تو ناگردیده در خوبی تمام

هر طرف چون ماه نو صد صید لاغر داشتی

این زمان با غیر همدوشی، وگرنه پیش ازین

تیغ در یک دست و در یک دست خنجر داشتی

جان نثارت کرد و از اخلاص می کردی نثار

صائب مسکین اگر صد جان دیگر داشتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۶۷زاهد از خشکی سبکروحانه بیرون آمدی
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۶۸هر کجاگیری گلی در آب معمار خودی
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۶۹هر دو عالم یک قدم باشد به پای بیخودی
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۷۰پیش اغیار از بهار تازه رو گلشن تری
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۷۱بی تأمل زینهار از نقطه دل نگذری
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۷۲گر به چشم پاک در صنع الهی بنگری
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۷۳می کند تن هم دل بی تاب را گردآوری
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۷۴دل چسان غم های جانان را کند گردآوری؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.