پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۶۳

از شراب لعل تا رخسار را افروختی

هر که را بود آرزوی خام در دل سوختی

دخل بی اندازه را ناچار خرجی لازم است

روی دل بنما به قدر آنچه دل اندوختی

در دل فولاد جوهر موی آتشدیده شد

تا ز عارض خانه آیینه را افروختی

آن که عمرش صرف شد در دلبری آموختن

کاش دلداری هم از ما اندکی آموختی

بی پر و بالی پر و بالی است در راه طلب

می شود روشن چراغت چون نفس را سوختی

قسمت خاک است هر دخلی که بیش از خرج شد

من گرفتم همچو قارون گنجها اندوختی

یک دل سنگین نگردید از دم گرم تو نرم

در سخن هر چند صائب بیش خود را سوختی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۶۵دوش با ما سرگران بودی چه در سر داشتی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۶۶سرو من گر بر سر خاک شهیدان آمدی
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۶۷زاهد از خشکی سبکروحانه بیرون آمدی
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۶۸هر کجاگیری گلی در آب معمار خودی
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۶۹هر دو عالم یک قدم باشد به پای بیخودی
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۷۰پیش اغیار از بهار تازه رو گلشن تری
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۷۱بی تأمل زینهار از نقطه دل نگذری
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۷۲گر به چشم پاک در صنع الهی بنگری
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.