پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۱۳

از اشک ماست پاکی دامان صبحگاه

از آه سرد ماست رگ جان صبحگاه

دستی بلند ساز که عمر دراز خضر

مدی بود ز دفتر احسان صبحگاه

در بیضه طوطی دل زنگار بسته را

شکرشکن کند شکرستان صبحگاه

هر عقده ای که در دل از انجم سپهر داشت

شد سر به سر گشاده ز دندان صبحگاه

تنگی ز دل، گرفتگی از سینه می برد

پیشانی گشاده ایوان صبحگاه

از شب چو خون مرده جهان آرمیده بود

پرشور عشق شد ز نمکدان صبحگاه

نانش همیشه گرم بود همچو آفتاب

هرکس بود وظیفه خور خوان صبحگاه

از اشتیاق جلوه آن آفتاب رو

قد می کشد چو سرو، خیابان صبحگاه

دایم به روی خلق در فیض باز نیست

غافل مشو ز چاک گریبان صبحگاه

عمر دوباره ای که شود تازه جان ازو

آماده است در لب خندان صبحگاه

بیدار می کند دل در خواب رفته را

فریاد بلبلان خوش الحان صبحگاه

چون گاهواره خشک چه بر جای مانده ای؟

تر کن لبی چو طفل ز پستان صبحگاه

مردان به آه گرم مکرر ربوده اند

گوی سعادت از خم چوگان صبحگاه

چون آفتاب شد شفقی چهره ام ز رشک

کز تیغ کیست زخم نمایان صبحگاه

از جبهه گشاده به مطلب توان رسید

صائب مدار دست ز دامان صبحگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۱۵لاله است این که از جگر خاک سرزده؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۱۶ای عالم از ظهور صفاتت عیان شده
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۱۷خط غبار گرد رخ یار آمده
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۱۸جام صبوح خورده ز خلوت برآمده
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۱۹تا سبزه خط از لب جانان برآمده
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۲۰چون غافل است دل ز حق از دل چه فایده؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۲۱آن را که نیست دلبری از دل چه فایده؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۲۲محجوب را ز صحبت جانان چه فایده؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.