پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۱۴

در جسم خاکسار مرا جان سوخته

باشد سفال تشنه و ریحان سوخته

چون لاله گرچه چشم و چراغم بهار را

تر می کنم به خون جگر نان سوخته

تخمی که سوخت سبز نگردد ز نوبهار

از می چگونه تازه شود جان سوخته؟

خیزد نفس ز سینه گرمم به رنگ آه

خاکسترست گرد بیابان سوخته

از مرگ فارغند حریفان پاکباز

آتش چه می کند به نیستان سوخته؟

از خاک پای سوختگان است سرمه ام

بینایی شرر بود از جان سوخته

چون داغ لاله است زمین گیر آه من

از دل به لب نمی رسد افغان سوخته

جان تازه شد ز سینه بی آرزو مرا

گلزار رهروست بیابان سوخته

صائب ز خوان نعمت الوان نوبهار

قانع شدم چو لاله به یک نان سوخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۱۶ای عالم از ظهور صفاتت عیان شده
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۱۷خط غبار گرد رخ یار آمده
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۱۸جام صبوح خورده ز خلوت برآمده
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۱۹تا سبزه خط از لب جانان برآمده
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۲۰چون غافل است دل ز حق از دل چه فایده؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۲۱آن را که نیست دلبری از دل چه فایده؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۲۲محجوب را ز صحبت جانان چه فایده؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۲۳در دور خط به حرف رسیدن چه فایده؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.