پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۱۷

خط غبار گرد رخ یار آمده

خورشید حسن بر سر دیوار آمده

از خط شده است پشت لب آن نگار سبز؟

یا فوج طوطیی به شکرزار آمده

خالی کند خزینه عزیزان مصر را

این یوسفی که بر سر بازار آمده

رنگ حیا ز چهره گلها پریده است

تا عندلیب مست به گلزار آمده

امروز نیست در سر عشاق مغز هوش

در کوی او سر که به دیوار آمده؟

زندان شده است خانه به طفلان، مگر ز دشت

دیوانه ای به کوچه و بازار آمده؟

سر می رود به باد ز افشای راز عشق

منصور زین سبب به سردار آمده

خفاش را ز دیدن خورشید بهره نیست

ورنه ز ذره ذره پدیدار آمده

آسان بود شکستن سد سکندرش

هر کس برون ز پرده پندار آمده

خلق خوش است جوشن داود بیدلان

بی زخم، گل برون ز خس و خار آمده

رزقش ز آسمان و زمین است دود و گرد

تا جان برون ز عالم انوار آمده

دارد خبر ز راحت جان از وداع جسم

بیرون کسی که از ته دیوار آمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۱۹تا سبزه خط از لب جانان برآمده
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۲۰چون غافل است دل ز حق از دل چه فایده؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۲۱آن را که نیست دلبری از دل چه فایده؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۲۲محجوب را ز صحبت جانان چه فایده؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۲۳در دور خط به حرف رسیدن چه فایده؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۲۴کی بخت خفته وا کند از کار ما گره؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۲۵بگشا ز بال همت عالی مکان گره
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۲۶در دل چو غنچه چند کنی رنگ و بو گره؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.