پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۱۸

جام صبوح خورده ز خلوت برآمده

پرشورتر ز صبح قیامت برآمده

در مستی از دهان تو گفتار بی حجاب

حوری است بی نقاب ز جنت برآمده

چون لاله ای که از کمر کوه سرزند

دیوانه ام به سنگ ملامت برآمده

در کنج عزلت است اگر هست وحدتی

رحم است بر کسی که به صحبت برآمده

از سیلی صدف گهر شاهوار ما

با آبرو ز قلزم رحمت برآمده

ما کسب اعتبار ز جایی نکرده ایم

بال همای ما به سعادت برآمده

از گوشمال چرخ ندارد شکایتی

طفل یتیم ما به مشقت برآمده

بر روی طوطیان در گفتار بسته ام

آیینه ام به زنگ کدورت برآمده

هر جا که بلبلی است درین باغ و بوستان

از ناله ام ز خواب فراغت برآمده

خاشاک چار موجه کثرت چسان شود؟

آسوده خاطری که به وحدت برآمده

نعلش به روی دست سلیمان در آتش است

موری که در بهشت قناعت برآمده

هر خار خشک، تیغ زبانی است آبدار

از گوش هر که پنبه غفلت برآمده

صائب ز آفتاب سیه روزتر می شود

خفاش سیرتی که به ظلمت برآمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۲۰چون غافل است دل ز حق از دل چه فایده؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۲۱آن را که نیست دلبری از دل چه فایده؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۲۲محجوب را ز صحبت جانان چه فایده؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۲۳در دور خط به حرف رسیدن چه فایده؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۲۴کی بخت خفته وا کند از کار ما گره؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۲۵بگشا ز بال همت عالی مکان گره
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۲۶در دل چو غنچه چند کنی رنگ و بو گره؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۲۷ای راز نه فلک ز جبینت عیان همه
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.