پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۲۴

کی بخت خفته وا کند از کار ما گره؟

از رشته هیچ کس نگشاید به پا گره

از ناخن هلال طرب وا نمی شود

عهدی که بسته است به ابروی ما گره

در دل هزار مطلب و یارای حرف نه

صد عقده بیش دارم و دست از قفا گره

با سخت گیری فلک سفله چون کنیم؟

با ناخن شکسته چه سازیم با گره؟

ناخن نماند در سر انگشت شانه را

در زلف و کاکل تو همان جابجا گره

از ابروی تو چین به دم تیغ تکیه زد

از کاکلت فتاد به دام بلا گره

تا چند سایه بر سر این ناکسان کند؟

ای کاش می فتاد به بال هما گره!

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۲۶در دل چو غنچه چند کنی رنگ و بو گره؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۲۷ای راز نه فلک ز جبینت عیان همه
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۲۸هر چند هست مشرق دیدار آینه
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۲۹تا کرد خانه از رخ او روشن آینه
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۳۰ساقی قدحی از می اسرار مرا ده
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۳۱تا سرو ترا راه به گلزار فتاده
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۳۲از توبه شود سرکشی نفس زیاده
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۳۳زلفی که بر آن طرف بناگوش فتاده
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.