پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۲۹

تا کرد خانه از رخ او روشن آینه

گیرد ز آفتاب به گل روزن آینه

جوهر مکن خیال، که از بیم غمزه اش

پوشیده است زیر قبا جوشن آینه

در دیده نظارگیان جمال تو

بی نور تر ز خانه بی روزن آینه

در روشنی به جبهه خوبان نمی رسد

گیرد اگر چراغ ته دامن آینه

رفتم سیاه نامه ازین تیره خاکدان

بردم جلا نداده ازین گلخن آینه

روشندلان به نیم نفس تیره می شوند

یک شبنم فسرده و صد خرمن آینه

آورد چشم من به هوای خطش غبار

افشاند آن عبیر به پیراهن آینه

تا این غزل ز خامه صائب نبست نقش

روشن نشد که ذهن کند روشن آینه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۳۱تا سرو ترا راه به گلزار فتاده
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۳۲از توبه شود سرکشی نفس زیاده
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۳۳زلفی که بر آن طرف بناگوش فتاده
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۳۴از حسن تو یک رقعه به گلزار رسیده
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۳۵از ناله نسیمیش به بستان نرسیده
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۳۶تا دیده خود کرد چو دستار شکوفه
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۳۷در مجمع ما نیست کسی را غم خانه
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۳۸ای چشم تو خونریزتر از دور زمانه
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.